دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
زنده چون شمع بسوزش که زغم پاک شود
نه من از زخم فراق تو جگر چاک شدم
گر بکوهی رسد این زخم جگر چاک شود
گر سگ کوی تو خونم بخورد غم نبود
غم از آنست که دیوانه و بی باک شود
چند سوزد فلک از داغ فراقت دل خلق
آه اگر دود دل خلق بر افلاک شود
همه جا در ره من خار بلا میروید
بسکه باران غم از دیده نمناک شود
سر اهلی که سجودش همه در پای تو بود
بهتر آنست که هم در قدمت خاک شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به غم و ناراحتی ناشی از فراق معشوق میپردازد. او از درد و رنجی میگوید که به دلیل جدایی و فاصله با معشوق احساس میکند. همچنین این اندیشه را مطرح میکند که اگر او در آتش عشق بسوزد، این درد ممکن است به نوعی پاکی و رهایی منجر شود. شاعر بیان میکند که حتی اگر دردی بر دلش بنشیند، اما اگر این درد در راه معشوق باشد، رنج کمتری خواهد داشت. او به طور کلی از سختیهای عاشقی و غم جدایی و تأثیر آن بر زندگی و احساسات دیگران سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم درنده است که چرا انسان باید مانند خاک مرده شود. اما اگر او مانند شمع بسوزد، میتواند از غم خود رهایی یابد و پاک شود.
هوش مصنوعی: من از درد جدایی تو به شدت آسیب ندیدهام؛ اگر این زخم به کوه برسد، آنگاه کوه هم از این درد فرسوده خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر سگ کوی تو خون من را بخورد، غمی نیست؛ غم از این است که کسی دیوانه و بیپروا شود.
هوش مصنوعی: چند بار آسمان از درد نبودنت به خود میسوزد و دل مردم را میسوزاند؛ اگر درد دل مردم به آسمان برسد و آنجا را دود کند.
هوش مصنوعی: در هر جا که میروم، مشکلات و موانع به وفور وجود دارد، چرا که اشکهای غم از چشمانم میریزند و مانند باران بر زمین میافتند.
هوش مصنوعی: سری که همیشه در برابر تو فروتنی و احترام میکند، شایستهتر است که زیر پای تو خاک شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.