یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد
مرده صد ساله را گفتار او جان تازه کرد
نرگسش از غمزه خون صد چو من بیچاره ریخت
نامسلمان بین که خون صد مسلمان تازه کرد
آتشی پنهان که در خاکستر من مانده بود
کاوکاو غمزه آن چشم فتان تازه کرد
نرگس چشم از نسیم جیب یوسف گر شکفت
بوی او داغ کهن بر پیر کنعان تازه کرد
آن تبسم کردن پنهان و آن کان نمک
مرهم دل شد ولی صد زخم پنهان تازه کرد
یک نظر در چشم اهلی جلوه کرد آن مشگموی
صد پریشانی بر این پیر پریشان تازه کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از زیبایی و جذبه ی چشمان یک معشوق میپردازد که تأثیر عمیقی بر دل و جان شنونده دارد. گوینده به قدرت کلام و نگاه معشوق اشاره میکند که حتی زندگی را به مردگان میبخشد و غمهای عمیق را تسکین میدهد. او همچنین از احساسات پنهان و زخمهای نهفتهای سخن میگوید که با یک لبخند یا نگاه معشوق به زندگی دوباره میافتند. در نهایت، این زیبایی باعث میشود که دلهای پریشان نیز به آرامش برسند.
هوش مصنوعی: یک شخصی با کلامش روحی تازه به جان شهیدان داد و مردهای که صد سال از فوتش میگذشت، از سخنان او زنده و پرانرژی شد.
هوش مصنوعی: چشمان نرگسگونهاش به قدری تاثیرگذار است که از غمزهاش، خون صد بیچاره مثل من بر زمین ریخته میشود. ببین چه بیرحمانه و بیپروا، خون صد مسلمان را به زمین میریزد.
هوش مصنوعی: یک شعله پنهانی که در خاکستر وجودم باقی مانده بود، با نگاه فریبنده آن چشم زیبا دوباره جان گرفت.
هوش مصنوعی: اگر گل نرگس از نسیم جیب یوسف شکوفا شود، بوی او میتواند خاطرات قدیم را برای اهل کنعان تازه کند.
هوش مصنوعی: آن لبخند نهانی تو، مانند نمکی است که دل را شفا میدهد، اما در عین حال، زخمهای پنهانی را نیز تازه میکند.
هوش مصنوعی: با یک نگاه از چشم اهلی، آن موهای مشکی و زیبا نمایان شد و این صحنه، گرچه برای پیرمردی پریشان به نظر میرسد، اما احساس تازگی و دلانگیزی را در او به وجود آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
عقل، کافر بود آن رُخ دید و ایمان تازه کرد
داغِ دلها را به سِحر آن جَزعِ جادو تاب داد
باغِ جانها را به شرط آن لعلِ رَخشان تازه کرد
تا ز عهدِ حُسنِ تو آوازه شد در شرق و غرب
[...]
شکر این ساقی که از یک جرعه صد جان تازه کرد
هرکه را بشکست از می توبه ایمان تازه کرد
ملکت از حکمت گرفت آثار گردون طرفه یافت
جام بر مسند کشید آیین و دوران تازه کرد
منصب هر مرد بر اندازه مقدار او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.