سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند
یوسف از چاه برآرند و بمعراج برند
گلرخانی که برند از دل ما صبر و قرار
جان بی صبر مرا همره خود کاج برند
صبر و هوش و دل و دین رفت همین حالی ماند
که بیک عشوه مستانه بتاراج برند
دیده کز هجر کمان ابروی خود گشت سپید
کی بود کز پی تیرش سوی آماج برند
مرد منصوبه شطرنج جهان اهلی نیست
کاین حریفان دغل دست ز لیلاج برند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر از زیباییهای عشق و تاثیرات عمیق آن بر دل و جان سخن میگوید. او اشاره میکند که چگونه معشوق با زیباییهای خود دل عاشق را میرباید و صبر و آرامش را از او میگیرد. همچنین، شاعر به تلخی جدایی و آثار آن بر چشم و دل اشاره دارد و در نهایت به بیثباتی جهان و فریبندگیهای آن میپردازد. این شعر ترکیبی از شور و اشتیاق، درد جدایی و نکات فلسفی درباره عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: درختان بلند و زیبا، دل عاشقانی که همیشه در انتظار هستند را تسلی میبخشند. مانند اینکه یوسف از چاه رهایی مییابد و به عرش میرسد.
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که آرامش و صبر ما را به هم میزند، به همراه خود، دل بیتاب مرا میبرد.
هوش مصنوعی: صبر و عقل و محبت و دیانت من از بین رفته است و اکنون فقط یک حال باقی مانده که با یک نگاه فریبنده، زندگیام را به نابودی میکشاند.
هوش مصنوعی: چشمی که به خاطر دوری و زیبایی کمانسان ابروی او سفید شده، چه زمانی به هدف تیر او مینگرد؟
هوش مصنوعی: مردی که در دنیا به مقام و منصبی دست یافته، فردی راستگو و دوستانه نیست، زیرا حریفان فریبکار او را به دام میاندازند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.