روزی که قدسیان گل آدم سرشته اند
جان مرا و مهر تو باهم سرشته اند
از رشک آنکه با همه کس جلوه میکنی
در خون یکدگر همه عالم سرشته اند
حور و پری بخواب نه بیند فرشته هم
این چاشنی که با گل آدم سرشته اند
هرگز ندیده ام نمکین صورتی چو تو
آری بدین نمک گل کس کم سرشته اند
کس نیست در جهان که ندارد دل خوشی
اهلی دل من است که با غم سرشته اند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از رابطه عمیق خود با معشوق صحبت میکند. او میگوید که جان او و عشق به معشوق در یکدیگر درآمیختهاند. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و معتقد است که هیچ کس در دنیا به اندازه او دلنواز نیست. در نهایت، او به این نکته میپردازد که همه انسانها با شادی و غم توأمان در زندگیشان سرشته شدهاند و غم نیز بخشی از وجود اوست.
هوش مصنوعی: روزی که ملائک انسان را خلق کردند، جان من و عشق تو به گونهای با هم گره خورده و آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت به کسانی که با همه نمایشی و درخشان هستند، همهجا ما را درگیر مشکلات و کشمکشها کردهاند.
هوش مصنوعی: حور و پری در خواب به سر میبرند و فرشتگان نیز این طعمی را که با گل آدم ترکیب شده است، نمیدانند.
هوش مصنوعی: هرگز کسی را ندیدهام که به زیبایی و ظرافت تو باشد. چنین زیبایی را کسی دیگر نیافریده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس نیست که از شادی برخوردار نباشد. دل من تنها دل خشنودی است که با غم درآمیخته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.