چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
ز غیرت بر سراپای تنم رگهای خون خیزد
دلم خرم نمی گردد و گر گردد چنان نبود
نخیزد سبزه زین وادی وگر خیزد زبون خیزد
نباشد خوش فغان و گریه بی جایگه لیکن
چه درمان چون مرا اینها ز زخم اندرون خیزد
حذر کن ای رقیب من که گشتم زین پریرویان
سگ دیوانه یی کز ناله ام بوی جنون خیزد
چرا بیدرد خوانی با وجود گریه اهلی را
نمیگویی که گر دردی نباشد گریه چون خیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی عمیق صحبت میکند که ناشی از عشق و جدایی است. او به طور استعاری میگوید که به خاطر عشق خود، هنگام تحمل این غم، خونش به جوش میآید و احساس خوشحالی نمیکند. حتی اگر شادیای در دلش باشد، آن شادی به هیچوجه واقعی نیست. شاعر به رقیبش هشدار میدهد که باید از او دوری کند چرا که در حال حاضر مثل "سگ دیوانه" رفتار میکند و از دردش ناله میزند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که گریه بدون درد معنایی ندارد و سؤال میکند چرا کسی در مورد دردی که او احساس میکند، به او توجه نمیکند. این شعر به زیبایی یاس و ناامیدی عاشقانه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوق زیبا با شمشیر آبگون خود برای کشتن دیگران به میدان میآید، از غیرت و محبت او در وجود من، رگهای خونم به جوش میآید.
هوش مصنوعی: دل من هرگز شاد نخواهد شد و اگر هم شاد شود، شادابیاش مانند سبزهها در این سرزمین نخواهد بود. حتی اگر سبزهای هم رشد کند، نازک و کممایه خواهد بود.
هوش مصنوعی: فریاد و گریه بدون دلیل خوشایند نیست، اما چه کنم که این دردهای درون باعث میشوند من به این حال بیفتم.
هوش مصنوعی: ای رقیب من، مواظب باش که به خاطر زیباییهای این دختران، مثل سگی دیوانه شدهام و از نالهام بوی جنون به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: چرا تو درباره کسی که درد ندارد و فقط به خاطر عادت میگریاند، صحبت نمیکنی؟ اگر دردی وجود نداشته باشد، گریه از کجا نشأت میگیرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.