کس عشوه خونخواری او را نشناسد
کس دشمنی و یاری او را نشناسد
از بسکه رخ از عربده افروخته چون گل
کس مستی و هشیاری او را نشناسد
درمان دل خسته بعمدا نکند یار
آن نیست که بیماری او را نشناسد
بیداری چشم از غم دل بود همه شب
دل چون حق بیداری او را نشناسد
ترسم که وفایی نکند یار به اهلی
چون قدر وفا داری او را نشناسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف آشنایی و ناآشنایی انسانها با ویژگیهای عاطفی و رفتارهای یکدیگر میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند بهطور کامل احساسات و ویژگیهای محبوبش را بشناسد، حتی اگر در ظاهر آنها را ببیند. او به عشق و وفا اشاره میکند و از این میترسد که محبوبش به وعدههایش عمل نکند. در کل، این شعر تأکید بر دشواری شناخت واقعی دیگران و خصوصیات عمیق در روابط عاطفی دارد.
هوش مصنوعی: هیچکسی نمیتواند زیبایی و جذابیت او را درک کند و همچنین هیچکس نیست که دشمنی و دوستی او را بشناسد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جاذبهاش، چهرهاش همچون گل درخشنده شده است و هیچکس نتوانسته حالتی از مستی یا هشیاری او را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: دوستی که دردی را احساس نکند و به خاطر دلbroken به درمان دل شتاب نکند، واقعاً دوست واقعی نیست.
هوش مصنوعی: تمام شب را به خاطر غم دل بیدار هستم، ولی دل من همچون حقیقت، بیداری را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: میترسم که یار در برابر وفا و محبت من بیتوجه باشد، چون او ارزش وفا را نمیداند و درک نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.