گرم چو شمع برد یار سر چه خواهد شد
بغیر از آن که بمیرم دگر چه خواهد شد
بیک نگاه تو از قید جان توان رستن
اگر نگاه کنی اینقدرچه خواهد شد
مبند در بمن ای گلشن جمال که من
گدای یک نظرم یک نظر چه خواهد شد
من از تو روی نتابم ز بیم رسوایی
چنانکه من شده ام زین بتان بتر چه خواهد شد
مدار دست ز زنار زلف او اهلی
اگرچه دین ببرد گو ببر چه خواهد شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش اشاره میکند. او میگوید که اگر محبوبش به او نگاهی بیفکند، جانش را به راحتی میتواند رها کند. او از محبوب میخواهد که در روابطش با او ملاحظه کند و از رسوایی بترسد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که حتی با وجود خطرات و مشکلات، همچنان به عشق و زیبایی محبوبش دلبسته است و نمیتواند از آن صرفنظر کند.
هوش مصنوعی: اگر یار همچون شمع گرم و روشن باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد جز آنکه من بمیرم؟ جز این چه میتواند واقع شود؟
هوش مصنوعی: با یک نگاه تو میتوان از بند زندگی رهایی یافت، اگر چشمانت را به من بدوزی، چه تغییرات شگرفی پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: ای گلشنی که زیبا هستی، مرا از در خود راه نده، چون من تنها یک گدای دیدن زیبایی تو هستم و نمیدانم با یک نگاه چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: من از تو دوری نمیکنم به خاطر ترس از رسوایی، زیرا از حال من در برابر این بتان بدتر چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است پیوند و وابستگی به زلف او دین و ایمانی را تحت تأثیر قرار دهد، اما چه جای نگرانی است؟ این عشق و احساسات میتواند بالاتر از هر چیز دیگری باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.