سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد
چکنم کسی چه داند که چه سرنوشت دارد
بصلاح و پند مردم تن من چگونه چون خم
نشود سرشته می که چنین سرشت دارد
نرسد بدرد نوشان المی ز سیل فتنه
که سراچه محبت نه بنای خشت دارد
چو قدح کشیم رنجد چو کنیم توبه گوید
که هنوز عاشق ما غم خوب و زشت دارد
چو شراب خورد اهلی ز کف حبیب امشب
که حواله صبوحی به می بهشت دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی احساسات و سرنوشت فرد میپردازد. شاعر از دردی میگوید که ناشی از عشق و شرایط زندگیاش است. او به این نکته اشاره دارد که مردم نمیتوانند بفهمند درد و خوشی او چگونه با هم درآمیخته است. همچنین، او به مشکلاتی اشاره میکند که در عشق و محبت ممکن است پیش بیاید و اینکه ما باید در مواجهه با این مشکلات صبور و محتاط باشیم. در نهایت، او از لحظات شیرین و دلپذیر عشق میگوید که برغم تمامی سختیها، هنوز زیباییهایی وجود دارد که ارزش تجربه کردن را دارد.
هوش مصنوعی: اگر سر من به درگاه تو نشانهای دارد، چه کنم؟ هیچکس نمیداند که تقدیر من چه خواهد شد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خوبی از مشورت و نظر دیگران بهره ببرم و بیتوجهی به نصیحت دیگران باعث میشود که من در رفتاری نادرست ثابتقدم نمانم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از طعم شیرین محبت بهرهمند شده باشد، درد و رنج او در برابر طوفان مشکلات و فتنهها کوچک و بیاثر خواهد بود. زیرا محبت، همچون بنایی مستحکم نیست که به سادگی و با یک مشکل ویران شود.
هوش مصنوعی: وقتی که ما مینوشیم و دچار رنج میشویم، پس از آن که توبه کنیم، عشق ما هنوز به خوبیها و بدیها اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی اهلی شراب مینوشد و از دست معشوق خود لذت میبرد، امشب در حالتی است که به صبحگاه و شراب بهشتی نزدیک شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.