ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
کار دل ما را بخدا باز گذارید
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جور
من دانم و آن دست شما باز گذارید
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغ
پیغام دل ما بصبا باز گذارید
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن است
آخر به کرم بخش وفا باز گذارید
یکباره همه صبر و سکون را نتوان برد
یکپاره برای دل ما باز گذارید
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارد
از زندگیش دست دعا باز گذارید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوستان و همنفسانش میخواهد که از دخالت در امور دل او دست بردارند و اجازه دهند که قلبش به خدا سپرده شود. او بیان میکند که تحمل درد و رنج بسیار برایش دشوار است و از آنها میخواهد تا پیام عشق و دلسوزیاش را به معشوق برسانند. شاعر به زیبایی و جفا در عشق اشاره میکند و از یاد نبردن مهربانی و وفا طلب میکند. در نهایت، او از یارانش میخواهد که در دعا برای بهبود حال دلش، دست از تلاش برندارند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، لطفاً از کار ما دست بکشید و به مسائل دلمان ورود نکنید؛ این موضوع را به خدا بسپارید.
هوش مصنوعی: اگر دست او را بگیرید، گرم و نرم به شما وابسته میشود، اما من میدانم که با وجود این، دست شما را باید آزاد بگذارید.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانیم به سر کویش برویم، لطفاً پیغام دل ما را به بادی مانند صبا برسانید.
هوش مصنوعی: ای ماهر خان، هرچند بیرحمی و دشواری جزئی از زیبایی است، اما لطف و بخشندگی را فراموش نکنید و به وفای خود ادامه دهید.
هوش مصنوعی: ناگهان نمیتوان تمام صبر و آرامش را از بین برد، بخشی از آن را برای دل ما باقی بگذارید.
هوش مصنوعی: دوستان، دل اردوگی دیگر امیدی به بهبود ندارد؛ برای او از زندگیاش دست کم دعا کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.