دور فلک که جام مرادم نمیدهد
هرگز چو خلق هم دل شادم نمیدهد
من با بتان وفا کنم ایشان جفا کنند
یارب چه شد که عدل تو دادم نمیدهد
پیوند مهر میکنم از بخت خود مدام
با دلبری که هیچ گشادم نمیدهد
میرم بیاد آن لب و وه کاین دل خراب
یک لحظه نگذرد که بیادم نمیدهد
اهلی چو صید یار شوی تشنه لب بمیر
کاین قاتل تو آب به آدم نمیدهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و ناکامی شاعر در عشق و محبت است. شاعر از تقدیر و سرنوشت خود نارضایتی دارد و میگوید که فلک به او آنچه را که میخواهد نمیدهد. او با اینکه به معشوق وفادار است، اما از طرف او جفا میبیند و نمیتواند از محبت او بهرهمند شود. همچنین، او به یاد معشوق دائماً در حال درد و تالم است و احساس میکند که عشقش به مانند صید است که به آب دسترسی ندارد و تشنه محبت است. به طور کلی، شعر گویای غم و ناکامی در عشق و یک جانبه بودن محبت است.
هوش مصنوعی: چرخ روزگار هرگز به من آنچه میخواهم نمیدهد و مردم نیز به دلخوشی من توجهی نمیکنند.
هوش مصنوعی: من به بتان وفادارم اما آنها به من خیانت میکنند. ای خدا، چه شده که من در انتظار عدالت تو بودم ولی هنوز به من عطا نکردهای؟
هوش مصنوعی: من همواره به عشق خود که دلبر زیبا و دلنشینی است، پیوند میزنم، اما او هیچ نشانهای از محبت به من نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: من به یاد آن لبها میروم و وای که این دل آشفته، حتی یک لحظه نمیتواند بدون یادشان سر کند.
هوش مصنوعی: اگر به عشق محبوب گرفتار شوی و در پی او گام برداری، مانند صید ی که به دام افتاده است، باید با تشنگی از دنیا بروی، زیرا این قاتل که دل را میکشد، حتی آب به آدم نمیدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.