مژده گل چه میدهی عاشق مستمند را
داغ دل است هر گلی مرغ اسیر بند را
دود درون من ترا دفع گزند بس بود
جان کسی چه میکنی دود دل سپند را
چند ز بهر سوزمن گرم چو برق بگذری
سوختم آخر ای پسر تند مران سمند را
مست نه ای، چه می چمد قد خوش تو گوئیا
جلوه ناز میدهی سرو قد بلند را
تا بتو لاف زد پری کس نگهش نمی کند
دید بلی نمی توان مردم خودپسند را
صید توام مرا کشد غیرت زلف پر خمت
کز پی صید دیگران حلقه کنی کمند را
غم نخوری زسوز من گر چو سپند سوزیم
زانکه زسوختن کجا چاره بود سپند را
فایده یی نمیدهد گفتن درد دل به خلق
هم تو دوا کنی مگر اهلی دردمند را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردی که از عشق و جدایی میکشد، میپردازد. او از معشوق میخواهد که به او مژدهای از گلها ندهد، زیرا هر گل برای دل شکستهاش یادآور داغی است. شاعر در تنگنا و شدت احساساتش، سوختن خود را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد که با ناز و جمالش بیش از این دلش را نسوزاند. او به این نکته اشاره میکند که گفتن درد دل به دیگران سودی ندارد و تنها معشوق میتواند درد او را درمان کند. در نهایت، شاعر با احساس یأس و درماندگی، بر سختی و سوز عشق خود تأکید میکند.
هوش مصنوعی: به چه دلیل به عاشق بیچشموچراغ خبر از گل میدهی؟ او به شدت درد دل دارد و هر گل برای پرندهای که در بند است، تنها یادآور بیگناهی و اسیریاش است.
هوش مصنوعی: دود درون من برای دور کردن آسیبهایت کافی است. جان کسی چه تأثیری در این میان دارد؟ تو چه میکنی با دل سوزانی که در من وجود دارد؟
هوش مصنوعی: به خاطر تو که همچون برق و با شتاب از کنارم گذشتی، دل من آتش گرفت و سوخت. ای پسر، این اسب را با تندی نرانی.
هوش مصنوعی: اگر مست نیستی، چرا اینگونه با ناز و خوشقد و بالا به حرکت درآمدهای؟ به نظر میرسد که با زیباییات، جوانی را که قدش بلند است، تحت تأثیر قرار میدهی.
هوش مصنوعی: تا کسی درباره تو به خود بزرگ بینی و چندین ادعا کند، هیچ کس به او توجه نمیکند. بله، نمیتوان به کسانی که خود را بزرگتر از آنچه که هستند، تصور میکنند، اعتماد کرد.
هوش مصنوعی: موهای زیبا و پرچین تو، عشق و غیرتم را بیدار میکند و مرا به طرز عجیبی جذب میکند. به خاطر تو، حتی از فکر صید دیگران هم دور میشوم و در دام عشقت میافتم.
هوش مصنوعی: نگران سوزش من نباش، اگرچه مانند گیاه سپند بینهایت میسوزیم؛ چرا که برای سوختن چارهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که بیان درد و مشکلات خود به دیگران نفعی ندارد. تنها زمانی میتوان به کسی کمک کرد که خود شخص هم درک و احساس درد دیگری را داشته باشد و توانایی درمان آن را داشته باشد. در واقع، کمک و همدلی واقعی نیازمند درک عمیق از درد و مشکلات دیگران است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را
باش که پسته بشکند باز رواج قند را
تا نرسد بدامنت گرد ملالتی زما
خاک شدیم در رهت تند مران سمند را
عقل حریص دانه مژده دام میدهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.