ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است
کو کشتی شراب که طوفان گرفته است
چندان بجان رسید دلم از غم جهان
کز محنت جهان دلم از جان گرفته است
با آنکه دامن از همه عالم کشیده ام
عشق توام هنوز گریبان گرفته است
اگه نیی ز آتش دل آه چون کنم
ما بی زبان و آتش پنهان گرفته است
تا زد بدامن تو ز مستی رقیب دست
اهلی همیشه دست بدندان گرفته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد ناشی از جهان و عشق سخن میگوید. او احساس میکند که با وجود همه مشکلات و محنتهای زندگی، عشق معشوقش همچنان او را درگیر کرده است. این عشق مانند آتش در دلش شعلهور است و او را بیزبان و رنجور کرده. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در مواجهه با رقیب و مستی او، همیشه با غم در دلش دست به دامان معشوق خود است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، دنیا تحت تأثیر احساسات حریفان قرار گرفته است، مانند کشتیای که در دریا طوفانی شده است و به شدت در تلاطم است.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر از غم و سختیهای زندگی آسیب دیده که دیگر از جانم هم خستهتر شده است.
هوش مصنوعی: با اینکه سعی کردهام از همه چیز فاصله بگیرم و خودم را دور کنم، عشق تو هنوز مرا درگیر و اسیر کرده است.
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، من چطور میتوانم از دل آتشینم ناله کنم؟ ما بیزبان هستیم و اندوه درونم بهطور پنهانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: هنگامی که رقیب از سر مستی به دامن تو دست دراز کرده، باید همیشه مراقب باشی که مبادا به دام او بیفتی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
آه این چه آتش است که در جان گرفته است
ایدل ز اضطراب زمانی فرو نشین
دستم بزور دامن جانان گرفته است
آن لعل آبدار ز تسخیر کائنات
[...]
زلفت که همچو شام غریبان گرفته است
صبح نشاط در ته دامان گرفته است
از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟
ما را میان بادیه باران گرفته است
(این سهو بین که دیده حق ناشناس من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.