خونم به جور تیغ تو در گردن خودست
هر کس با تو دوست بود دشمن خودست
مستانه سرو ناز تو ره میرود مگر
سرمست جلوه ای خرامیدن خودست
خار ره تو هر که بسوزن کشد ز پا
همچون مسیح خار رهش سوزن خودست
جز تیغ دوست کیست که فریادرس شود
ما را که کار دل همه در گردن خودست
هرگز نظر به خرمن عالم نمی کند
اهلی که خوشه چینی اش از خرمن خودست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رابطهای عمیق صحبت میکند. شاعر به این موضوع اشاره دارد که دوست داشتن کسی که محبوب است، خطراتی دارد و ممکن است دشمنی ایجاد کند. او از زیباییهای محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که هر کسی که در مسیر عشق به محبوبش قرار دارد، باید با سختیها و رنجها دست و پنجه نرم کند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که در نهایت تنها ملجا و فریادرس برای عاشقان، خودشان هستند و هر کسی باید با مشکلات و دلشکستگیهای خود کنار بیاید. در نهایت، او به بیتوجهی به کامیابیهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که باید از منابع درون خود بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: نگرانی و درد من از توست، چرا که به خاطر تو و به خاطر آسیبهایی که به من رساندهای، احساس میکنم که خونم بر گردنم جاری است. هر کسی که با تو دوستی کند، در واقع به خودش آسیب میزند.
هوش مصنوعی: سرو ناز تو با زیبایی خاصی در حال قدم زدن است و انگار که همه چیز تحت تأثیر جذابیت او قرار گرفته است. این زیبایی به قدری دلربا و مسحورکننده است که باعث میشود دیگران هم در حالت سرمستی و شگفتی به او نگاه کنند.
هوش مصنوعی: هر کسی که برای تو زحمت بکشد و سختیها را تحمل کند، مانند مسیح میتواند بر دردها غلبه کند. در واقع، مشکلات و دردها تنها برای اوست که خود را در مسیر محبت قرار داده است.
هوش مصنوعی: هیچکس جزدوست نمیتواند در سختیها به ما کمک کند، زیرا دل هر فردی تنها به خود او بستگی دارد.
هوش مصنوعی: اهلی که از خرمن خود خوشه چینی میکند، هرگز به خرمن دیگران نگاه نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.