چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
با این پریشان خاطری مجموع بودن مشکل است
از غمزه چشم خوشت نتوان که دل باز آور
دل صید شاین چون شود بازش ربودن مشکل است
پیش شهیدان غمت من چون بگویم عاشقم
در زمره اهل هنر خود را ستودن مشکل است
همسایه ام گوید که کس همسایه عاشق مباد
بس کز فغانم خلق را شبها غنودن مشکل است
اهلی، تو در معنی فزا صورت به حال خود بهل
تن کاستن آسان بود جان را فزودن مشکل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دشواریهای عاشق شدن و ابراز عشق میپردازد. شاعر از احوالات پریشان خود و مشکلاتی که در بیان احساساتش دارد صحبت میکند. او میگوید که با وجود درد و غم ناشی از عشق، بیان این احساسات و بودن در بین عاشقان هنر سخت است. همچنین اشاره میکند که دیگران از فریادهای او آزرده خاطر میشوند و خوابشان مختل میشود. در انتها، شاعر به سختیهایی که در رشد و تغییر درونی وجود دارد اشاره میکند. بهطور کلی، شعر درباره پیچیدگیهای عشق و ابراز آن است.
هوش مصنوعی: وقتی دلها در هم شکستهاند و دچار ناراحتی هستند، سخت است که لب به سخن بگشایند. در حالی که آدمی در این وضعیت نابسامانی به سر میبرد، تمرکز و یکپارچگی او نیز دشوار خواهد بود.
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و دلربایت به قدری جاذبه دارد که نمیتوان به راحتی دل را از آن سحر و جادو رها کرد. زمانی که دل انسان در دام عشق میافتد، آزاد کردن آن کار دشواری است.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم در حضور شهیدان از غم خود بگویم که عاشقم؟ گاهی ستودن خود را در جمع اهل هنر دشوار مییابم.
هوش مصنوعی: همسایهام میگوید که هیچکس نباید عاشق همسایهاش باشد، زیرا صدای نالهها و زاریهایم باعث میشود که مردم در شبها نتوانند خواب راحتی داشته باشند.
هوش مصنوعی: اهلی، تو در معنا و مفهوم خود به آسانی میتوانی از ظاهر خود بکاهی، اما افزایش عمق و روح خود کار دشواری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.