دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
بی چاشنی گریه کبابش نمکی نیست
ای گل ز غم خویش یکی با تو چگوید
درد دل عشاق هزارست یکی نیست
از قصه مجنون که بصد رنگ شنیدی
بیش است غم ما و درین قصه شکی نیست
خوبان دل پاک از دل آلوده شناسد
در قلب شناسی به ازیشان محکی نیست
اهلی سگ خوبان شد و از زهد بری گشت
باری نبود دیو رهی گر ملکی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق ناشی از عشق و درد دل میپردازد. شاعر میگوید که احساسات واقعی و عمیق، مانند گریه، نمک دل را گرم میکند و بدون این احساسات، زندگی بیمعناست. همچنین به داستان مجنون اشاره میکند و تأکید میکند که غم عاشقان بیشتر از آنچه گفته شده است، است. در نهایت، شاعر به تفاوت بین انسانهای پاک و آلوده میپردازد و به این نکته اشاره میکند که درک عمیق قلب و روح یکدیگر بسیار ارزشمند است.
هوش مصنوعی: دل با اشک و گریه گرم میشود و این موضوع مهمی است؛ بدون گریه، احساسات و دلتنگیها بیحس و خنک باقی میمانند.
هوش مصنوعی: ای گل، کسی از غم خودش با تو سخن نمیگوید، در حالی که درد دل عاشقان بسیار زیاد است و هیچکس نیست که آن را بیان کند.
هوش مصنوعی: غم ما بیشتر از داستان مجنون است که با رنگهای مختلف روایت شده و در این موضوع هیچ شکی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: افراد خوب و با دل پاک، میتوانند دلهای آلوده را تشخیص دهند. در حقیقت، برای شناخت دلها از آنها بهتر هیچ معیاری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اهلی به سگ خوبان تبدیل شد و از زهد و عبادت دور افتاد. اگرچه مقام دیوانهای وجود ندارد، اما اگر ملک و جایگاهی هم نباشد، باز هم باری و بار سنگینی وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.