گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
خار چراست یار گل مرغ چرا در آتش است
داغ درون چو لاله ام هیچ نگه نمیکنی
این نگری که ظاهرم چهره بخون منقش است
جانب کعبه ام مخوان کعبه کجا و من کجا
قبله من که عاشقم روی بتان مهوش است
بر محک وفا زدم روی جهانیان همه
نیست بغیر جام می همنفسی که بی غش است
اهلی،از آن نفس که شد بنده کوی نیکویان
از همه غصه شادمان با همه ناخوشی خوش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به احساسات عمیق یک عاشق و درد عاطفی او اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه عشق و درد عاشقان دنیا را آشفته کرده، به وضعیت خود در غم و درد میپردازد. او حسرتی را که در دل دارد، ابراز میکند و به زیباییهای یار و جذابیتهای او اشاره میکند. همچنین، شاعر به وفای خود و جداییاش از دنیا اشاره میکند و میگوید که هیچ همدمی بهتر از عشق و جام می نمیتواند باشد. در نهایت، او به این نکته میرسد که بودن در کنار دوستان خوب، او را در میانهی غمها شاد میکند.
هوش مصنوعی: اگر نبود غم عاشقان، دنیا در آرامش بود. اما چرا خار بر گل وجود دارد؟ چرا پرنده عاشق در آتش سوزان است؟
هوش مصنوعی: درد درون من مانند لالهای است، اما تو هیچ توجهی به آن نداری. به ظاهرم نگاه میکنی که چهرهام با خون نقش بسته است.
هوش مصنوعی: من را به نام کعبه نخوان، زیرا این مکان و من هرگز در یک سطح نیستیم. قبلهی من، که عاشق آن هستم، چهرهی زیبای بتان محبوبم است.
هوش مصنوعی: من بر روی معیار وفا نگریستم و دیدم که در میان مردم هیچکس به جز آن کسی که با شراب مینوشد و بیریا است، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: انسانی که عاشق و بنده راه و رسم انسانهای نیکو شده است، از همه مشکلات و ناراحتیها بیخبر است و زندگیاش پر از شادی است. او حتی در میان سختیها و دشواریها نیز خوشحال و راضی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.