اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
خراب جام شرابیم تا دمی باقی است
ز شوق روی تو خورشید را اشعه نور
بصد هزار زبان در حدیث مشتاقی است
مرا نیاز درونی ز صدق دل با تست
که زهد ظاهر یاران طریق زراقی است
ببر تو این دل زارم گر آدمی زادی
نه آدمی صفتی در فرشته اخلاقی است
خموش اهلی ازین درس و توبه و تقوی
که بخت ما و تو موقوف صحبت ساقی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و شوق خود نسبت به معشوق اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که زندگی و شادی را در شرابی که ساقی میریزد جستجو میکند و بر اهمیت لحظهها تأکید میکند. شاعر همچنین به نیاز درونیاش برای ارتباط صادقانه با معشوق اشاره کرده و میگوید که زهد ظاهری دیگران نمیتواند جایگزین این احساس واقعی باشد. او از دل زجرکشیدهاش میگوید و تأکید میکند که انسانیت واقعی در پیوند با معشوق نهفته است. در نهایت، شاعر از بحثهای نظری و دینی و توبه و تقوا فاصله میگیرد و بر اهمیت صحبت با ساقی (معشوق) تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه در حال حاضر زندگیام ناامید و خراب است، اما این خرابی به خاطر شراب و میگساری است. بیایید لحظهای را با هم خوش بگذرانیم و از شراب لذت ببریم تا زمانی که هنوز فرصت داریم.
هوش مصنوعی: از شوق دیدن روی تو، خورشید با صد هزار زبان به بیان عشق و علاقه میپردازد.
هوش مصنوعی: نیاز واقعی من به تو، ناشی از صداقت و عمق احساسات من است، چون زهد و ظاهرگرایی دوستان مانند مسیر جریان آب است که به سرعت میگذرد و عمق ندارد.
هوش مصنوعی: دل نزار مرا ببر، اگر تو آدمی هستی و نه بیخود و بیاحساس، زیرا در تو ویژگیهای اخلاقی فرشتگان دیده میشود.
هوش مصنوعی: سکوت کن، ای دوستم، درباره درسها و توبه و پرهیزکاری صحبت نکن، چون سعادت ما به گفتگو با ساقی وابسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.