بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن
بیک نگاه تو صد سال میتوان بودن
قبول بخت بباید که کشته تو شوم
شهید عشق باقبال میتوان بودن
اگر بر آن کف پاروی خود توان مالید
چو خاک بهر تو پامال میتوان بودن
گهی که رخ چو گل آتشین بر افروزی
سپند روی تو چون خال میتوان بودن
منال اهلی اگر از غمی پریشان حال
مگو همیشه بیک حال میتوان بودن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و درد عشق سخن میگوید. او در حالی که دیگران را نزدیک میبیند، خود را از همه جدا حس میکند و به شخص خاصی (محبوب) اشاره میکند که در دوردستها قرار دارد. شاعر به قدرت عشق و زیباییها اشاره میکند و احساس میکند که با وجود جاذبههای دیگر، تنها قلب او متعلق به محبوبش است. او به تصویر طوطی و بلبل اشاره میکند و خواستار آن است که اگر نتواند به محبوبش برسد، لااقل آتش عشق را در دلش روشن نگهدارد. به طور کلی، شعر بیانگر حسرت و longing شاعر برای وصال محبوب و رنج آن است.
هوش مصنوعی: با آرزوی تو، میتوانم با یک نگاه تو برای همیشه شاد باشم و سالها را به این شکل بگذرانم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق، باید به تقدیر و سرنوشت اعتماد کرد و اگر این سرنوشت در کنار عشق باشد، میتوان به اوج قهرمانی و فداکاری در عشق دست یافت.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی بر آن کفشهای پاروید خود دست بمالی، میتوانی همچون خاکی که برای تو زیر پا میرود، به جایی برسی.
هوش مصنوعی: هر از گاهی که چهرهات مانند گل سرخی آتشین درخشش پیدا میکند، میتوان نقش سپند روی تو را بهوضوح دید.
هوش مصنوعی: اگر از غم و غصه در اوضاع بد احساس پریشانی میکنی، نگران نباش؛ همیشه میتوان در یک حالت ثابت و آرام بودن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.