گنجور

 
اهلی شیرازی

دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن

گه منم باز پس از سایه و گه سایه ز من

ایکه چون سایه مرا مهر تو برداشت ز خاک

چونکه بر داشتیم باز به خاکم مفکن

هرچه خواهی بکن آزار دل زار مکن

جام جم گر شکنی غم نبود دل مشکن

باغبان جامه دَرَد همچو گل از دست رخت

که بدور تو نگه کس نکند سرو و سمن

بقلم هم نکشد مثل تو صورتگر چین

سرو نازی که بود لاله رخ و غنچه دهن

آفتابا به چمن گر گذری سرو صفت

سجدهٔ قد تو چون سایه کند سرو چمن

اهلی از داغ بتان شرط وفا سوختن است

یا بسوز از غم او یا ز وفا لاف مزن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

تا بپوشید بلؤلؤی ثمین باغ سمن

از گل سرخ بیاقوت بیاراست چمن

همه کهسار عقیق است و همه دشت گهر

هر دو را گشته طراز از عدن و کان یمن

گل خندان شده در بستان چون روی صنم

[...]

سوزنی سمرقندی

حاجب بوم جوانمرد به سیم و زر و زن

گز ره حکم و تواضع به دهان و گردن

یک منی خورد همی سیکی و سیلی ده من

به بد خلق همه عمر به پیوست سخن

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

سگ خشم و خر شهوت که زبون‌گیری نیست

تیز دندان‌تر از این هر دو در این خاک کهن

نفس من کو ملک مملکت شخص منست

هر دو را سخرهٔ خود کرده به تادیب سخن

ترک و تازیک شما جمله سگانند و خران

[...]

سید حسن غزنوی

آن به حق خواجه و مخدوم ولی نعمت من

آرزوی دل و اقبال حسین بن حسن

آن به حق خواجه و مخدوم ولی نعمت من

آرزوی دل و اقبال حسین بن حسن

آن به حق خواجه و مخدوم ولی نعمت من

[...]

مولانا

جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن

شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن

نوبهاری است خدا را جز از این فصل بهار

که در او مرده نماند وثنی و نه وثن

ز نسیمش شود آن جغد به از باز سپید

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه