ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
با دشمن و با دوست دل از کینه بشستیم
تا برق رخ ساقی ما در قدح افتاد
دست از خود و از خرقه پشمینه بشستیم
المنه لله که بیک جرعه وصلت
درد از دل و دل از غم دیرینه بشستیم
گر داشت دل ما قدری گرد کدورت
بازآی که ما گرد ز آیینه بشستیم
پرخون مکن از زخم ستم سینه اهلی
اکنون که بصد خون جگر سینه بشستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر به توصیف مشکلات و دردهایی میپردازد که از عشق و زیبایی محبوبش ناشی میشود. او از ناتوانی نسبت به رقیبش صحبت میکند و به چهره زیبا و جذاب محبوب اشاره میکند که گویی سرنوشتش را رقم میزند. شاعر با وجود آتشین بودن دلش، از عذاب عشق و جدایی سخن میگوید و اشاره میکند که دیگر عاشقان نیز ممکن است در همین درد و رنج باشند. او به کنایه میگوید که گریزی از تیرگی و کمان ابروی محبوب ندارد و بیرون رفتن از درد عشق به معنای نزدیکی به مرگ است. در نهایت، شاعر به ظرافت و زیبایی دنیای عاشقانه اشاره میکند که تحت تأثیر باغبانان (حوادث و مشکلات) است و او همچنان به جمال عاشقش چشم دوخته است.
هوش مصنوعی: ما تمام ناراحتیها و سرزنشهای خود را کنار گذاشتیم و دیگر با هیچکس، چه دشمن و چه دوست، کینهای در دل نداریم.
هوش مصنوعی: به محض آنکه زیبایی چهره ساقی در جام جلوه کرد، ما از خود و هر چیزی که به ما مربوط میشد، دل کندیم و از قید و بندهای دنیوی رها شدیم.
هوش مصنوعی: پاداش و شکرگذاری مخصوص خداست که با یک جرعه از عشق تو، درد را از دل برداشتیم و غمهای قدیمی را فراموش کردیم.
هوش مصنوعی: اگر دل ما کمی کدورت داشته باشد، دوباره برگرد و بگذار که این کدورت برطرف شود؛ زیرا ما مانند آینهای هستیم که میخواهیم پاک و روشن بمانیم.
هوش مصنوعی: از درد و رنج ناشی از ظلم و ستم نپسند، چرا که اکنون با تمام سختیها و مشکلات، توانستهایم از آلودگیهای قلب و جان خود پاک شویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.