خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
بهانه غربت و بر حال زار خود گریم
گهی که خاک شوم خیزم از مزار چو گرد
بچشم خلق روم بر مزار خود گریم
چو شمع گریه بپروانه کی کنم گر سوخت
که گر توان بغم روزگار خود گریم
ز آب دیده خورد کشته امیدم آب
کجاست اشک که بر کشتکار خود گریم
بس است زخم درون چشم خون فشان اهلی
دمی که بر دل و جان فکار خود گریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و longing شاعر برای معشوق است. شاعر در برابر جمع، زبانی دیگر دارد ولی دلش تنها به معشوق تعلق دارد. او از دوری و بیخبری از معشوق رنج میبرد و زندگی بدون او را جهنم میداند. شاعر به شدت دلتنگ است و حالتی از اشتیاق و افول را در خود حس میکند. او در برابر زیبایی و قد و قامت معشوق سر تعظیم فرود میآورد و در عین فقر، دیدگاهش به عشق و زیبایی بالاست. پیامی به پیک صبا دارد تا خبر از حال دلش به معشوق برساند، نشاندهنده اشتیاق عمیق او برای ارتباط دوباره است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در حضور تو و با دوری از وطنش اشک بریزد و از سر درد و اندوه خود به حال زاری کند.
هوش مصنوعی: گاه ممکن است که من به خاک تبدیل شوم و در زیر زمین آرام بگیرم، اما گاهی از آنجا برمیخیزم و به شکل گرد و غبار ظاهر میشوم، سپس بر قبر خود مینگرم و بر حال خود اشک میریزم.
هوش مصنوعی: وقتی که مانند شمع میسوزم و غم دارم، چه فایدهای دارد اگر در کنار پروانهها گریه کنم؟ اگر روزگار مرا به غم مبتلا کرده، باید این غم را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: از اشک چشمانم زندگیام نابود شده و امیدم را از دست دادهام. حالا نمیدانم آب کجاست تا بر روی زمین خود ببارم و برایش گریه کنم.
هوش مصنوعی: دیگر بس است دردهایی که در درون چشمهایم هست، با اشکهایی که همچون خون میریزند. اکنون در لحظهای که بر دل و جانم فکر میکنم، به خودم اجازه میدهم گریه کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.