ایا ملک ایران انوشه بزی
همیشه زتو دور دست بدی
خوشا روزگاران فرخ زمان
که روم و فرنگ از تو جستی امان
بسی خرم آن روزگار خوشی
که بودت به هر سوی لشکرکشی
همی یاد بادا از آن روزگار
که استنبولت بود جای شکار
همه ایلغارت به آباد و بوم
همه ترک تازت به یونان و روم
خوشا آن چنان روزگار کهن
که می تاختی تا ختا و ختن
زهی عصر و فرخ زمانی که باج
تو را آمد از مصر و از کارتاج
خجسته زمانی که در هند و چین
نبشتند نام تو را بر نگین
چه خوش بودی آن روز فرخ سرشت
که استرخ تو بود باغ بهشت
خوش آن عصر رخشان با ناز و نوش
که زرنوشت آباد بودی به شوش
مبارک بد آن عهد فرخنده باز
که بودی عروس جهان شهر راز
خوشا روزگاری که در اکبتان
خرامان به هر سوی بودی بتان
خنک روز خرم چون او روزگار
که در بلخ برپا بدی نوبهار
خوش آن روز فرخنده ی دلستان
که چون گلستان بود زابلستان
کنم یاد آن روز با دار و برد
که شاپور طرح نشابور کرد
خوشا آن چنان روز با گیر و دار
که کشتی به دریات بودی هزار
نبد هیچ کس را همی تاب تو
نشسته به هرجای ستراب تو
خوش آن روزگاران سور و سرور
که بد مردم تو دو ره صد کرور
چه خرم بد آن روز بی درد و رنج
که آکنده بودی زمینت به گنج
سپاه تو بودی همه کوچ کوچ
زافغان و لاچین و کرد و بلوچ
زپنجاب بودی به سودان سپاه
مدی داشت مکدونیا را نگاه
فزونت سواران نیزه گذار
کمان آورانت برون از شمار
خوش آن دم که خسرو زایران زمین
همی تاخت تا پیش دریای چین
خوش آن روز خرم که کاوس کی
به سودان و مصر اندر افکند پی
خوش آن روزگاران که اسپندیار
برآورد از قوم سیتا دمار
شکسته شد از وی ده و نه سپاه
به بند گران بست ده پادشاه
خوش آن روز میمون که فرخ زریر
سرشاه اسپرته آورد زیر
همه ملک یونانیان کرد پست
به آتینه بگزید جای نشست
خوش آن عصر فرخ که شاه اردشیر
همه مردم آتنه کرد اسیر
کنونت به تن هیچ نیرو نماند
تو گویی که در دشت آهو نماند
از آن پهلوانان و اسب و سلیح
نمانده به جا جز فسون و مزیح
دلیرانت امروز نازک بدن
نبرد آورانت همه سیم تن
وزیران کشور منیجک نهاد
امیران لشکر بت حور زاد
سپهدار جنگی به زخم درشت
به بزم و به رزم آوریدند پشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در وصف روزگاران گذشته ایران و عظمت آن کشور در زمانهای دور سروده شده است. شاعر به یاد ایام خوش و روزهای پرشکوهی میافتد که ایران به عنوان یک امپراتوری بزرگ و مقتدر بر سرزمینهای وسیع حکومت میکرد. او به افتخاراتی مانند لشکرکشیها، ثروت و قدرت فراوان اشاره میکند و حسرت به دل دارد که این روزها دیگر برنگشتهاند. شاعر به ستایش شخصیتهای تاریخ ایران، مانند شاپور و کاوس کی، و همچنین به یادآوری جنگها، پیروزیها و قدرتهای نظامی میپردازد. در نهایت، او از تیرگی حال حاضر و ضعف نیروهای ایران در مقایسه با آن روزهای درخشان سخن میگوید، و به نوعی ناامیدی از وضعیت کنونی کشور ابراز میدارد.
هوش مصنوعی: آیا سرزمین ایران همواره خوشبخت و شاداب خواهد بود و دور از تو خواهد ماند؟
هوش مصنوعی: روزهای خوش و خوشیمنی را میشناسم که روم و فرنگ از تو در امان بودند.
هوش مصنوعی: ای کاش روزهای شادی که در آن شجاعت و جسارت را در هر سمت نشان میدادی، دوباره برمیگشت.
هوش مصنوعی: به یاد میآورم روزهایی را که استنبول محل شکار بود.
هوش مصنوعی: تمام سرزمینها و آبادانیها تحت سلطه تو هستند و تو، سردار ترک، بر یونان و روم نیز تسلط داری.
هوش مصنوعی: خوشا آن زمانهای قدیم که میتوانستی بدون دغدغه و به راحتی سفر کنی و از زیباییهای زندگی لذت ببری.
هوش مصنوعی: چه روزگار خوش و مبارکی است زمانی که باج تو از مصر و کارتاژ به اینجا رسیده است.
هوش مصنوعی: زمانی خوشنویس و مبارک که در هند و چین نام تو را بر روی انگشترها و جواهرات ثبت کردند.
هوش مصنوعی: چه روز خوشی بود زمانی که تو همچون درختی در باغ بهشت شکوفا بودی.
هوش مصنوعی: عصر زیبای دلانگیز و شاداب که در آن زندگی خوب و خوشی در شوش برقرار بود.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن زمان شادیبخش که تو همچون عروس این جهان راز و رمزها بودی.
هوش مصنوعی: خوشا روزگاری که در دورانی که تو در آن بودی، بطور آرام و زیبا، تندیسهای زیبایی در هر طرف وجود داشتند.
هوش مصنوعی: خوشایند است روزهای شاد و سرسبز مانند آن روزی که در بلخ بهار آغاز شد.
هوش مصنوعی: روز خوشی که دل را شاد کند و مانند گلستان نشاطآور باشد، روزی است که زابلستان نیز سرشار از زیبایی و سرسبزی است.
هوش مصنوعی: من به خاطر میآورم آن روزی را که شاپور تصمیم به ساختن نشابور گرفت.
هوش مصنوعی: روز شاد و خوبی را تصور کن که با همه چالشها و مشکلاتش، احساس میکنی مانند این است که کشتی به دریا رسیده و هزاران فرصت در انتظار توست.
هوش مصنوعی: هیچکس آنقدر قدرت ندارد که در برابر تو ایستادگی کند، تو در هر جا که بخواهی، سایهات بر دیگران افتاده است.
هوش مصنوعی: روزهای خوب و پرنشاطی که در آن مردم بد، هزاران راه را برای آزار و نارضایتی پیش روی خود دارند.
هوش مصنوعی: روز شادی و خوشی چه خوب است که سرشار از ثروت و فراوانی باشد، بدون اینکه دردی یا رنجی در میان باشد.
هوش مصنوعی: سپاه تو شامل افراد از مناطق مختلفی مانند افغانها، لاچینیها، کردها و بلوچها بود.
هوش مصنوعی: نیروهای نظامی از پنجاب به سودان آمده بودند و مکدونیاییها نیز در حال نظاره کردن این وضعیت بودند.
هوش مصنوعی: تعداد سواران و جنگجویان تو بسیار زیاد است و کمانداران تو نیز شمارشناپذیرند.
هوش مصنوعی: خوشا زمانی که پادشاه برای ملاقات با دریای چین، به سوی زایران زمین میشتافت.
هوش مصنوعی: روز خوشی را تجسم کن که کاوس کی به سرزمینهای سودان و مصر سفر کند و کارها را سامان بخشد.
هوش مصنوعی: در روزگاران خوب، اسپندیار از قوم سیتا انتقام گرفت و آنها را نابود کرد.
هوش مصنوعی: ده و نه سپاه از قدرت او شکسته شدند و پادشاه در اسارت سنگینی گرفتار شد.
هوش مصنوعی: روزی خوش و فرخنده خواهد بود که فرخ زریر، سردار شاه، اسب سپید را بیاورد.
هوش مصنوعی: تمام سرزمینهای یونانیان به سبب وضعیت نامناسبی که داشتند، به آتن روی آورده و آنجا به عنوان محل زندگی خود انتخاب کردند.
هوش مصنوعی: عصر خوشی که شاه اردشیر همه مردم را به خود جلب و تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، هیچ نیرویی در بدنت باقی نمانده است، گویی که در دشت دیگر آهو یا حیوانی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ نشانی از آن قهرمانان، اسبها و سلاحها باقی نمانده است، جز جادو و فریبندگی.
هوش مصنوعی: امروز دلیران و جنگجویان ما همه جوانمرد و باهوش هستند، و با وجود ظاهری نرم و لطیف، در میدان نبرد شجاعت و قدرت فراوانی دارند.
هوش مصنوعی: وزیران کشور من به خوبی سازماندهی شدهاند و فرماندهان نظامی ما مانند مجسمههای زیبای حور هستند که به سرزمین ما عزت و زیبایی میبخشند.
هوش مصنوعی: سرباز جنگی به خاطر زخم بزرگش به میهمانی و میدان جنگ آوردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.