چو شد پادشاه بر جهان یزدگرد
مغان را سراسر همه کرد گرد
بدیشان چنین گفت کز بخردی
نبایست هشتن ره ایزدی
گر اندر جهان داد بپرا کنیم
همان به زبیداد گنج آکنیم
بد و نیک چون هر دو می بگذرد
خنک آن که گیتی به بد نسپرد
نباید به مردم بدی پیشه کرد
به نیکی همی باید اندیشه کرد
اگرچه یهود است و ترسا کسی
نباید که آزرده گردد بسی
بکوشیم و پیوسته داد آوریم
مبادا زبیداد یاد آوریم
بزرگان بر او خوانده اند آفرین
که بی تو مبادا کلاه و نگین
در ایام او بود ارکادیوس
به روم اندرون صاحب پیل و کوس
پسر بود او را یکی خردسال
که خواندش تیودوز فرخنده فال
یکی نامه بنوشت نزدیک شاه
سپردش تیودوز و گنج و سپاه
که چون روزگار من آید به سر
تو خوانی تیودوز را چون پسر
چو او مرد شاه جوانمرد گو
بسی نیکویی کرد با شاه نو
کشیشی که بد نام او ماراتاس
سوی شاه آمد زبهر سپاس
بسی آفرین کرد و بنواختش
به نزدیک خود جایگه ساختش
در ایران هر آن کس که ترسا بدی
زنازش سرش مهر فرسا بدی
مغان را به دل آمد از شاه کین
بزه گرش خواندند و ناپاک دین
چو سی سال از شاهیش شد فزون
ز بینی یش بگشود یک روز خون
سوی چشمه سویی گرایید زود
در آن جایگه کرد گیتی درود
یکی کودکش بود با فرو هوش
که بهرام یل کرد نامش سروش
سپردش به دست شه تازیان
که آموزدش راه سود و زیان
چنان گشت بهرام فرخ سرشت
که از هر کسی در هنر برگذشت
به نزدیک منذر همی زیست شاد
نیاورد جز گور و نخجیر یاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاه یزدگرد بر جهان پادشاهی کرد و مغان را گرد آورد و به آنها گفت که نباید به بدی رفتار کرد و باید به نیکی بیاندیشند. او تأکید کرد که در جهان بد و نیک هر دو میگذرد و بهتر است که دنیا را به بدی نگذرانیم. همچنین توصیه کرد که نسبت به دیگران، حتی یهودیان و ترساها، باید با احترام و محبت رفتار کرد.
در زمان او، ارکادیوس در روم پادشاهی میکرد و پسرش تیودوز با خوشخیالی به مقام پادشاهی رسید. تیودوز پس از مرگ پدرش، با جوانمردی و نیکویی با یزدگرد رفتار کرد و کشیشی به نام ماراتاس برای سپاسگزاری نزد او آمد.
در نهایت، یزدگرد پس از سی سال پادشاهی به زخم در بینی مبتلا و به سرش درد آمد. او در این دوران، فرزندش بهرام را به یکی از شاهزادگان تازی سپرد تا او را در هنر و علم تربیت کند. بهرام فرزند نیک سرشتی شد و در نزد منذر زندگی شادی داشت.
هوش مصنوعی: زمانی که یزدگرد به عنوان پادشاه بر جهان حکومت کرد، همه مغان را در سراسر کشور جمع کرد.
هوش مصنوعی: او به آنها گفت که نباید از دانایی و خرد خود به سادگی بگذرند و نباید مسیر زندگیشان را به بیراهه بروند.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا عدالت را گسترش دهیم، بهتر از آن است که در ظلم و ستم، ثروت جمعآوری کنیم.
هوش مصنوعی: بدی و خوبی هر دو گذرا هستند، خوشا به حال کسی که در این دنیا به بدی گرفتار نشود.
هوش مصنوعی: باید با دیگران با خوبی رفتار کرد و به فکر نیکی و مهربانی بود.
هوش مصنوعی: هرچند که یهودی و نصرانی هستند، اما نباید کسی از این موضوع ناراحت شود.
هوش مصنوعی: باید تلاش کنیم و همیشه داد و انصاف را رعایت کنیم تا مبادا یاد بدیها و ظلمها در ذهنمان باقی بماند.
هوش مصنوعی: بزرگان برای او ستایش کردهاند که بدون تو هیچ چیز ارزشمند نیست.
هوش مصنوعی: در آن زمان، ارکادیوس در روم حکومت میکرد و دارای قدرت و شکوه فراوانی بود.
هوش مصنوعی: او پسری خردسال داشت که نامش تیودوز بود و او را خوششگون میدانستند.
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای نوشت و آن را به شاه داد، او همچنین تیودوز، گنج و سپاه را به او سپرد.
هوش مصنوعی: زمانی که دوره زندگیام به پایان برسد، تو را مانند فرزند خود صدا میزنم.
هوش مصنوعی: وقتی که او، مردی از جنس شاهان با جوانمردی، رفتاری نیکو با شاه تازه در قدرت کرده است.
هوش مصنوعی: کشیش بدنامی به نام ماراتاس به دربار شاه رفت تا از او تشکر کند.
هوش مصنوعی: او را به خوبی ستود و با محبت با او رفتار کرد و برایش در کنار خود جایگاهی ویژه فراهم کرد.
هوش مصنوعی: در ایران، هر کسی که با خدایی غیر از خداوند یکتا پرستش کند، در واقع سرش به عشق و محبت به چیزهای ناپایدار و بیارزش مشغول است.
هوش مصنوعی: مغهای زرتشتی تحت تأثیر رفتار ناپسند شاه قرار گرفتند؛ حتی اگر او را با نام و عنوانی بزرگ خطاب کنند، از درون دلی پاک و خالص ندارند.
هوش مصنوعی: پس از سی سال که از سلطنتش گذشت، روزی در حالی که خون از چشمانش میریخت، رازهای پنهانش را آشکار کرد.
هوش مصنوعی: به زودی به سمت چشمهای رفت و در آن مکان، جهان را مورد ستایش قرار داد.
هوش مصنوعی: کسی بود که فرزندی داشت با عقل و فهم کم، و نام او سروش بود و او مثل بهرام جنگجو رفتار میکرد.
هوش مصنوعی: او را به دست فرمانروای عرب سپرد تا به او بیاموزد که چگونه در دنیا به منفعت و زیان خود پی ببرد.
هوش مصنوعی: بهرام به قدری درخشان و بافضیلت شد که در هنر از هر کس دیگری پیشی گرفت.
هوش مصنوعی: در نزدیکی منذر، زندگی شاد و خوشی نداشت؛ زیرا تنها یادگار او، قبر و شکارگاه بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.