پسرش اندر آمد به تخت کیان
که او بود بهرام بهرامیان
سکان شاه خواندند او را به نام
که در سیستان بود با نام و کام
چنین بود آیین شاهان مگر
به قومی چو گشتند پیروزگر
بهر نام خواندندی آن شاه پیش
نهادندی او را به فرزند خویش
چنان چون که بهرام فرخ نهاد
همه زابل و سیستان برگشاد
چو لشکر سوی زابلستان براند
پسر را ابرنام سگزی بخواند
ولیکن سکانشاه با دار و برد
سرگاه را زود بدرود کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، بهرام، پسر شاه، به تخت پادشاهی کیان مینشیند. او در سیستان با نام و کام معروف است و به عنوان سکانشاه معرفی میشود. طبق رسوم شاهان، زمانی که قومی پیروز میشوند، شاه را به نام خود میخوانند و او را به فرزند خود میسپارند. بهرام با موفقیت سرزمینها را فتح کرده و لشکرش به زابلستان میرود. در این میان، او به ابرنام سگزی لقب داده میشود، اما سکانشاه به زودی از این مقام خداحافظی میکند.
هوش مصنوعی: پسرش بر تخت سلطنت نشست و او همان بهرام از خاندان بهرامیان بود.
هوش مصنوعی: او را به عنوان رهبر و فرماندهای بزرگ معرفی کردند، کسی که در سیستان زندگی میکرد و دارای نام و شهرتی نیک بود.
هوش مصنوعی: این گونه رسم و روش پادشاهان بوده است که وقتی قومی موفق و پیروز میشدند، به آنها احترام میگذاشتند و از آنان حمایت میکردند.
هوش مصنوعی: برای نامی که به او دادهاند، آن شاه پیشنهاد کرده که او را به عنوان فرزند خود بپذیرد.
هوش مصنوعی: مانند بهرام که با نیکی و بزرگی خود، تمامی زابل و سیستان را رونق و شکوفایی بخشید.
هوش مصنوعی: زمانی که سپاه به سوی زابلستان حرکت میکند، پسر را به نام ابرنام سگزی صدا میزند.
هوش مصنوعی: اما فرمانده با خانوادهاش به سرعت از آنجا خداحافظی کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.