وزین روی اخواس در عیش و نوش
به سر برد در بابل و گه به شوش
همه کار لشگر به منتور داد
نیاورد از کین دیرینه یاد
یکی خواجه اش بود بس ناسپاس
که خوانندنش مصریان باگواس
نژادش زافریک و رویش سیاه
همه کار کشور بدو داد شاه
به زهر اندر آن شاه را کشت خوار
به خنجر تنش کرد پس پارپار
به آتش همی سوخت فرخ سرش
به گربه خورانیدی آن پیکرش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، اشاره به شخصیتی است که در زندگی خوشگذرانی در بابل و شوش به سر میبرد. تمام کارهای لشکر به فردی به نام منتور سپرده میشود، و او از کینههای گذشته یاد نمیکند. یکی از نزدیکان او، خواجهای ناسپاس است که مصریان او را با نام "باگواس" میشناسند. نژاد او زافریک و چهرهاش سیاه است و Shah تمام امور کشور را به او سپرده است. اما این خواجه شاه را مسموم کرده و باعث میشود که او را با خنجر بکشند. سپس جسد او به آتش سوزانده میشود و در نهایت به صورت کفتهای در میآید.
هوش مصنوعی: از این رو، در خوشی و لذت زندگی میکند و زمانهایی را در بابل و گاهی نیز در شوش میگذراند.
هوش مصنوعی: تمام کارهای لشگر به دنبال متیو انجام شد، اما از کینهی دیرینه هیچ نشانی به یاد نیاوردند.
هوش مصنوعی: یک شخص ثروتمند و بخیل وجود داشت که مصریان او را به عنوان فردی شایسته یاد نمیکردند.
هوش مصنوعی: دولت و مسئولیت کشور به فردی داده شد که نسبش از زافریک است و چهرهاش سیاه است.
هوش مصنوعی: در این جا، شاه با زهر کشته میشود و سپس با خنجر بدنش قطعهقطعه میگردد.
هوش مصنوعی: او به شدت در آتش عشق میسوزد، همانطور که زیبا و دلربا است، حتی اگر مانند یک گربه به او بیاعتنایی شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.