ولی نعمتا ای که مهر کفت
رباید ز ماه درخشنده ضو
کمالت چو کوه متین دیر پای
خیالت چو ماه معین تندرو
ثریا بود خوشه آسمان
نموده ز گشت عطایت درو
بخاک درت هست عرضی مرا
گرت التفاتی است یکدم شنو
تو دانی که این بنده را هیچ نیست
جز این دل که دارد بنزدت گرو
دگر راه دوری که دارد به پیش
شب و روز باید نهد پا بدو
ز سرما شود سینه اش چاک چاک
ز سختی شود ناف کاهش جدو
شب از سوزش این دم شهریار
بسوزد تنش همچو پشم از الو
که گردم به لطف تو مستظهرا
شود بر تنم جامه عیش نو
الا تا بود روز بهتر ز شب
الا تا بود ماست کم از پلو
عدوی تو گندم صفت زیر آش
حسود تو در کام حیوان چو جو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد ستایش از یک ولی نعمت و بزرگی است که دارای صفات برجسته و عالی است. شاعر به مقام والای او و نورانی بودنش اشاره دارد و او را با کوه استحکام و ماه تندرو مقایسه میکند. همچنین، از لطف و عطای وی که همچون ستارهای در آسمان میدرخشد، سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز جز عشق و دل متعلق به او ندارد. شاعر از دشواریهایی که در راه عشق خود متحمل میشود، میگوید و درخواست میکند که ولی نعمتش یک لحظه به او توجه کند و به عشقش پاسخ دهد. در نهایت، اشعار به تضاد میان روز و شب و تفاوت در روزهای خوب و بد اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای گرامی که محبت و لطف تو مانند نوری است که از ماه تابیده میشود، دستت را میفشارم و از تو سپاسگزارم.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت تو مانند کوهی استوار و پایدار است، در حالی که خیال تو همچون ماهی که در شب میدرخشد و به سرعت میگذرد، ناپایدار و تندروست.
هوش مصنوعی: ثریا به مثابه خوشهای در آسمان است که به خاطر چرخش بخششهایت در آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: به درگاه تو خاک پایم و اگر تو یک لحظه به من توجه کنی، حرفی دارم برای گفتن.
هوش مصنوعی: تو میدانی که این بنده هیچ چیز دیگری ندارد جز این دل که به تو سپرده است.
هوش مصنوعی: باید برای رسیدن به آیندهای که در پیش دارد، تلاش کند و قدم بردارد، حتی اگر مسیر طولانی و دشوار باشد.
هوش مصنوعی: از سرما سینهاش چاک چاک میشود و به خاطر سختیها نافش کمکم جدا میشود.
هوش مصنوعی: شب به خاطر سوزش این دم شهریار، چنان میسوزد که مانند پشم از آتش به تودهای سوخته در میآید.
هوش مصنوعی: میخواهم از لطف تو آنچنان بهرهمند شوم که زندگیام پر از شادی و خوشی شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که روزها بهتر از شبها باشند، تا زمانی که ماست کمتر از پلوی خوشمزه باشد.
هوش مصنوعی: دشمن تو مانند گندم است که زیر آش غیبت تو جای دارد و به نوعی شبیه جو برای حیوانات به حساب میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بداندیش دشمن برو ویل جو
که تا چون ستاند ازو چیز او
پدید آمد این گنبد تیز رو
شگفتی نمایندهٔ نو به نو
بدان مژده از دیده بان خاست غو
دویدند پیش سپهدار نو
ایا خسرو راد آزاده خو
ترا داده ایزد همه آرزو
نبرد هژبران چنان آیدت
که با مرغکان کودکان را لهو
عفوی تو افزون تر است از گناه
[...]
نسو بود از آنگونه دیوار او
که مانند آئینه بنمود رو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.