دادگر شاها پس از پنجاه سالی پادشاهی
از سریر خود چرا بی موجبی کردی جدائی
شاه ما بودی نه بالله ماه ما بودی ازیرا
بی چراغت ملک ایران را نباشد روشنائی
چند کرت گرد گیتی گشتی و باز آمدی خوش
این سفر شاها کجا رفتی که دیگر می نیائی
می ندانم در کجا رفتی و چون آهنگ کردی
آنقدر دانم که اندر ظل عرش کبریائی
سایه حق بودی و اندر جوارش جا گرفتی
زانکه دایم سایه را با ذات باشد آشنائی
سالها خدمت به دین مصطفی کردی و اینک
در صف فردوس شادان از وجود مصطفائی
شهد می دانستمت ای نعمت دنیا ولیکن
آزمودم دیدمت یکسر شرنگ جان گزائی
ناصرالدین شه انارالله برهانه جهان را
کرد بدرود ای فلک با او نپائی با که پائی
دانم ای گل از فروغ ماه نو با آب و رنگی
دانم ای بلبل بشکر شاه نودستان سرائی
با همه پژمردگی ها کآمد از ایام بر تو
بار دیگر زین بهار ای باغ دولت با صفائی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وداع با ناصرالدین شاه پس از پنجاه سال پادشاهیاش پرداخته است. او از جدایی ناخواستهی شاه ابراز تأسف میکند و یادآوری میکند که بدون حضور او، ایران روشنایی و خوشبختی نخواهد داشت. شاعر به تلاشهای شاه در خدمت به دین و کشور اشاره میکند و او را سایهای از خداوند در زمین میداند. همچنین شاعر از شیرینی و تلخیهای زندگی یاد میکند و به امید بازگشت بهار و شکوفایی کشور در آینده نزدیک اشاره میکند.
هوش مصنوعی: داور بزرگ، پس از پنجاه سال حکومت، به چه دلیل بدون هیچ دلیلی از throne خود جدا شدی؟
هوش مصنوعی: ما را شاهی چون تو نیازی نیست، زیرا تو مانند ماهی هستی که بدون نور خود، ایران را روشن نمیکند.
هوش مصنوعی: چند بار در این دنیا سفر کردی و دوباره به خانه برگشتی. این سفر خوشگذران را فراموش نکن، ای پادشاه! کجا رفتی که دیگر به ما برنمیگردی؟
هوش مصنوعی: نمیدانم به کجا رفتی و چگونه این سفر را آغاز کردی، تنها میدانم که در سایهی عظمت خداوند هستی.
هوش مصنوعی: تو در مقام سایه حق قرار داشتی و در کنار او جا گرفتی، زیرا همواره سایه به ذات خود آشناست.
هوش مصنوعی: سالها به دین پیامبر گرامی خدمت کردی و اکنون در صف بهشت شادمان از وجود او هستی.
هوش مصنوعی: میدانستم تو گنجینهای از نعمتهای دنیا هستی، اما وقتی آزمایش کردم، متوجه شدم که تمام وجودت زهر جانسوز است.
هوش مصنوعی: ناصرالدین شاه، که به مانند میوهای خوشمزه و پرخاصیت مانند انار به دنیا آمده بود، از دنیا رفت. ای آسمان، با او همراه نشو و با چه چیزی ادامه حیات خواهی داشت؟
هوش مصنوعی: ای گل، من میدانم که از روشنی ماه نو، زیبایی و جلوهای داری. ای بلبل، من میدانم که به خاطر شکوفههای بهاری، در باغ نودستان آواز میخوانی.
هوش مصنوعی: با وجود تمام تلخیها و ناامیدیهایی که در گذشته تجربه کردی، دوباره بهاری تازه به تو رسیده است، ای باغ خوشبختی و prosperity!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقیا عید غدیر آمد به مستان زن صلاتی
در جهان افکن ز شور باده از نو هوی وهایی
در شط می آشنایان را ز شادی ده شنائی
گر به طاق ابروی خود میپسندی مرحبایی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.