گنجور

 
ادیب الممالک

ای دبیر حضرت ای میری که ذکر خیر تو

آشکارا نزد ترک و دیلم و تازی کنم

آن شنیدم کاین رهی دیری است کاندیدا شده

گر چنین باشد سزد شوخی و طنازی کنم

لفظ کاندیدا چو می باشد به معنی نامزد

این سؤال از حضرتت در نکته پردازی کنم

گر رهی را نامزد از بهر کاری کرده اند

کو عروس من که با او نامزد بازی کنم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم

تو به جان چوگان زنی، گر من سراندازی کنم

پوستی دارم که در وی نقد هستی هم نماند

با خریداران غم چون کیسه پردازی کنم؟

با خیالت جان به یک تن، کی روا باشد که من

[...]

جلال عضد

کی دهد دستم که در پایت سراندازی کنم

تو زنی چوگان و من چون گوی سربازی کنم

نکته ای زان لب بگو تا برفشانم جان و دل

گوهری فرمای تا من کیسه پردازی کنم

گر گدا خوانی مرا بی شک به سلطانی رسم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه