تا شه افلاکیان نوبت پیکار زد
با سپه خاکیان شعبده در کار زد
مرغ سحر نیمشب از صف بستان گریخت
ابر سیه بامداد خیمه به گلزار زد
رنگ سیاهی ز خاک سترد برف سفید
نقش سپیدی به دشت ابر سیه کار زد
تاکه ببافند رخت بر تن شاخ درخت
پنبه زن آسمان پنبه بسیار زد
گلبن بر روی خویش سود سپیداب تر
در عوض آنکه گل غازه به رخسار زد
دی سلب سیمگون بر مه بهمن فروخت
زین بسمند سیاه بهر سپندار زد
بهمن زیبق فروش آینه از آب ساخت
چتر شبه گون بر این طارم زنگار زد
حقه سیماب ناب در دل دریا شکست
بیضه کافورتر بر سر کهسار زد
خور پی تاراج خاک کرد کمان را بزه
ناوک بران بشاخ چون مژه یار زد
ازدم این تیر تیز دیده ی نرگس بدوخت
سنگدلی بین که چون طعنه به بیمار زد
از دم دی نسترن جانب بالا پرید
گوئی پرسوی خلد جعفر طیار زد
گیتی دجال چشم عیسی گل را گرفت
پیرهن از تن کشید تن بسر دار زد
وقت تباشیر صبح ابر طباشیر سود
وز نفس بامداد طعنه بعطار زد
شربت کافور ریخت در گلوی جویبار
نشتر الماس گون بر رگ اشجار زد
قرص تباشیر ساخت از قطرات سحاب
شراب یاقوت و لعل از دل گلنار زد
تا که چو زر زرد شد رنگ رخ یاسمین
صیرفی آسمان سکه بدینار زد
سود درم های ناب ز آژده، سوهان باد
بیخت بغربال ابر بر در و دیوار زد
بسکه درون چمن بلبل شیدای مست
الیس لی ملک مصر هذه الانهار زد
مصرش گشته خراب نیلش گشته سراب
وز جگر پر ز تاب آه شرربار زد
از کف فرعون دی هر که چو موسی گریخت
دست طمع بر درخت در طلب نار زد
رفت و بخلوت نشست با صنمی شوخ و مست
گه بر معشوق خفت گه در خمار زد
جامی بس مشکبوی از کف دلبر گرفت
قفلی از سنگ و روی بر در اغیار زد
خیز و بیار ای غلام زان می یاقوت فام
کز اثرش در مشام نافه تاتار زد
من بگمانم که خود زنده بود تا ابد
هر که از آن می یکی ساغر سرشار زد
ویژه بروزی چنین کز پی انذار خلق
پای بملک وجود حیدر کرار زد
قطب معدل مقام در دل مرکز گرفت
نقطه وحدت قدم در خط پرگار زد
جلوه بانظار خلق نور الهی نمود
بوسه برخسار وی احمد مختار زد
تا رخ قیدار گشت آینه حسن او
چرخ به رخسار مه سکه قیدار زد
شعشه ی حسن او صعصعه را مات کرد
بارقه ی عشق او بر دل عمار زد
در ره ترویج دین رونق ایمان فزود
وز پی تاراج شرک بر صف کفار زد
پرتوی از طلعتش دید که منصور وار
بانک اناالحق بدار میثم تمار زد
ایکه بحلق نیاز فضل تو زنجیر بست
بلکه بچشمان آز جود تو مسمار زد
تاب گریبان نظم درگه میلاد تو
کلک درربار من لؤلؤ شهوار زد
میر دهانم همی بوسد و نبود عجب
زانکه دهانم ترا بوسه بدربار زد
خیز و امیری بیار مطلع دوم که طبع
خنده بحسان نمود طعنه به بشار زد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای طبیعت و تحولات آن پرداخته و تصاویری از مبارزه بین آسمان و زمین، شب و روز، و گیاهان و جانوران ارائه میدهد. در خلال این توصیفها، احساسات انسانی و روحی نیز به تصویر کشیده میشود. با چرخشهای روز و شب، تغییرات رنگها و احساسات عاشقانه، شاعر زیباییهای خالق را میستاید و به پیامهای معنوی و دینی اشاره میکند. همچنین به تأثیرات عشق و جمال در زندگی انسانها و نقش آن در دین و باورها اشاره شده است. در نهایت، شاعر خواستار توجه به روح بزرگ و وجود الهی و درک عمیقتر از طبیعت و زندگی است.
هوش مصنوعی: وقتی که فرمانروایان آسمانی برای نبرد با سربازان زمینی آماده شدند، جادو و ترفندهایی در کار بود.
هوش مصنوعی: پرنده سحر در نیمه شب از صف باغ فرار کرد و ابر تاریک صبحگاهی بر روی گلها سایه انداخت.
هوش مصنوعی: برف سفید که به زمین نشسته بود، به وسیله رنگ سیاه خاک پوشیده شد و این تاریکی، زیبایی و روشنی دشت را تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که پنبهکاران به بافتن لباسها مشغولند، درختان نیز با پنبه زیادی که آسمان باران کرده، پوشیده شدهاند.
هوش مصنوعی: در باغ، به جای اینکه گلهای زیبا و خوشرنگ بر چهرهی خود نمایان کنم، از زیبایی سفیداب (که به نوعی پاکی و لطافت را نشان میدهد) بهره میبرم.
هوش مصنوعی: دیروز سیمگون از ماه بهمن گرفت و به جای آن بسمند سیاه برای سپندار زینت کرد.
هوش مصنوعی: بهمن زیب، دکاندار آینهفروشی است که با آب، چتری شبیه به شب ساخته و بر این سقف زنگارآلود قرار داده است.
هوش مصنوعی: حقهی نقرهای در دل دریا شکسته شد و گلابی کافور بر قلهی کوه بریخت.
هوش مصنوعی: خورشید مانند تیر کمان، خاک را تسخیر کرده و مانند تیرکی که به شاخهای میخورد، به زندگی و زیبایی طبیعت لطمه میزند.
هوش مصنوعی: نگاه نافذ و تیز چشمان نرگس، مانند تیری است که سنگدل را مجروح میکند، به طوری که وقتی به بیمار طعنه میزند، درد او را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از آستانهای پرش کرده و به دنیای بهشتی و زیبا دست یافته است، گویی در سویی از بهشت، جنبهای از فضیلت و برکت را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: دنیا همچون دجالی است که چشم عیسی را به خود مشغول کرده و زیبایی گل را از او گرفته است. دنیا همچون لباسی است که از تن عیسی کنار رفته و او را به حالت زهد و پراکندگی درآورده است.
هوش مصنوعی: در زمان صبح، ابرها مانند پشم نرم و سفید به نظر میرسند و نسیم بامداد مانند عطر دلانگیزی است که به فضا میافزاید.
هوش مصنوعی: شربت معطر کافور در آب جاری ریخته شد و بر روی درختان، تبر ظریف و درخشانی مانند الماس ضربه زد.
هوش مصنوعی: تولید قرص تباشیر از چکیده باران و ساخت شراب یاقوتی و لعل از دل گل انار.
هوش مصنوعی: وقتی رنگ چهرهی یاسمین به زردی طلا تغییر کرد، آسمان سکهای به شکل دینار زد.
هوش مصنوعی: سود و ارزش واقعی چیزهای ناب و خالص در اینجا با زحمت و تلاش به دست میآید، همانطور که باد که به آرامی میوزد، بر همه جا اثر میگذارد و نشانههایی از حضور خود بر روی دیوارها و سطوح میگذارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شیدایی و عشق بلبل در چمن، آیا این نهرها برای من، مانند ملک مصر نیستند؟
هوش مصنوعی: سرزمینش ویران شده و نهرش دیگر آب ندارد و از دلش پر از درد و تاسف است و همچون بارانی سوزان، آهی غمانگیز بر لب دارد.
هوش مصنوعی: هر کس که از ظلم و ستم فرعون فرار کند و همچون موسی به مبارزه برخیزد، در صدد برمیآید تا به چیزی ارزشمند و مطلوب دست پیدا کند و به همین خاطر به درختی که میوهای داغ و رنگین دارد، هجوم میآورد.
هوش مصنوعی: او رفت و در خلوت با محبوبی خوشحال و سرمست نشست، گاهی در کنار معشوق خوابش برد و گهگاهی در مستی و غفلت به سر برد.
هوش مصنوعی: جوانی زیبا و خوشبو از دل معشوقهاش جامی پر از عطر گرفت و قفلی از سنگ به دست آورد و به در خانهی دیگران رفت.
هوش مصنوعی: بلند شو و آن شراب سرخ رنگ را بیاور، زیرا بوی خوش آن در بینیام مانند عطر مشک تاتاری پیچیده است.
هوش مصنوعی: من فکر میکنم هر کسی که از آن شراب خوشمزه بنوشد، تا ابد زنده خواهد بود.
هوش مصنوعی: در روزی خاص، به خاطر هشدار دادن به مردم، امام علی (ع) برای تأسیس حکومتی بر پایه عدالت و حق، قدم به عرصه وجود گذاشت.
هوش مصنوعی: قطب که محور اصلی است، در مرکز جایگاه مختص خود را یافت و نقطهای که نماد اتحاد است، در مسیر مشخصی حرکت کرد.
هوش مصنوعی: نور الهی خود را به تماشای مردم نمایان کرد و بوسهای بر چهره احمد مختار (پیامبر اسلام) زد.
هوش مصنوعی: چهره قیدار باعث شد تا آینه زیبایی او همچون چهره ماه، درخشش و زیبایی خاصی پیدا کند.
هوش مصنوعی: زیبایی او چنان جذاب و خیرهکننده بود که صعصعه را به حیرت واداشت، و عشق او به دل عمار نیز ضربهای سنگین وارد کرد.
هوش مصنوعی: در مسیر گسترش دین، اعتقاد و ایمان ریشهدارتر شد و به دنبال غارت کردن بتپرستی، به صف دشمنان ضربه زد.
هوش مصنوعی: شعاعی از چهرهاش را دید که مانند منصور، فریاد من حقم را به دار میثم تمار زد.
هوش مصنوعی: ای که به گردن نیازم زنجیر کرم تو را انداختم و چشمانم به خاطر بخشش و generosity تو زینت داده شده است.
هوش مصنوعی: پوشش زیبای روزی که تو به دنیا آمدی، مانند یک هنر جالب و باارزش در قلم من میدرخشد.
هوش مصنوعی: میر لبانم را میبوسد و این موضوع عجیب نیست، زیرا لبانم پیش از این به درگاه تو بوسه زدهاند.
هوش مصنوعی: بیا و یک شخص با استعداد بیاور تا در آغاز قسمت دوم، خندهای زیبا بیافریند و انتقادی به بشار بزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز بهم آن پری طره طرار زد
باد صبا در مشام نافه تاتار زد
جادوی چشمش دو صد عربده آغاز کرد
هندوی خالش هزار شعبده در کار زد
محفل آزادگان رونق بستان گرفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.