زان هفت اختر بُد اندر فرس هفت آتشکده
کهاندران آذر پرستیدند از خرد و درشت
از دم احمد بپژمرد آن همه شمع و چراغ
راستی گوئی هزاران شعله را یک باد کشت
نام آنها سربسر گرد است در یک بیت من
گر نیوشی بی شک از دانش کلید آری به مشت
آذرمهر آذرنوش آذربهرام دان
آذر آیین، آذر خرداد، و برزین، زردهشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معرفی هفت آتشکده مهم پارسیان میپردازد که به عنوان مکانهای مقدس در آتشپرستی شناخته میشوند. او از عظمت و ارزش این آتشکدهها سخن میگوید و اشاره میکند که این مکانها، نور و روشنی را برای معتقدان به آتش به ارمغان میآورند. نام آتشکدهها شامل آذرمهر، آذرنوش، آذربهرام، آذر آیین، آذر خرداد و برزین زردهشت است که از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردارند. شاعر به گویی حکمت و دانش نهفته در نام این آتشکدهها نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هفت سیاره در آسمان بر روی هفت آتشکدهای قرار دارند، و در این آتشکدهها هم بزرگترها و هم کوچکترها به آتش به عنوان خدای خود احترام و پرستش میکردند.
هوش مصنوعی: از نفس احمد، تمام شمعها و چراغها خاموش شدند؛ انگار که هزاران شعله را یک باد به یکباره خاموش کرده باشد.
هوش مصنوعی: نام آنها در یک جمله خلاصه شده است، اگر به دقت گوش کنی، بدون شک میتوانی به دانش و کلیدهایی دست یابی که در دست آنهاست.
هوش مصنوعی: آذرمهر، آذرنوش و آذربهرام را بشناس. همچنین آذرآیین، آذرخرداد و برزین زرتشتی را نیز در نظر بگیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان
خسرو روی زمین سنجر ز عالم درگذشت
رفته از تاریخ هجرت پانصد و پنجاه و دو
روز شنبه از ربیعالاول از بعد سه هشت
دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت
مجلسی دیدم همه عیسی دم و مریم جهشت
جمله شیرین پاسخ و شیرین لب و شیرین دهن
جمله نیکو سیرت و نیکو دل و نیکو سرشت
سیب و نارنج و ترنج و نرگس از پیرامنش
[...]
پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
عشق در آب و گلم تخم تمنای تو کشت
پای تا سر جمله لطفی گویی استاد ازل
طینت پاکت نه ز آب و گل ز جان و دل سرشت
روی بنما تا به طاق ابرویت آرند روی
[...]
شمع رویت کز وجود ما اثر باما نهشت
او بود مقصود خواه از کعبه و خواه از کنشت
آتشین رویت بهشت ماست ای حوری سرشت
خلق میگویند آتش ره ندارد در بهشت
داغ داغم از هوای دوزخ و فکر بهشت
گه چراغ مسجدم سوزد گهی شمع کنشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.