لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ادیب الممالک

روز ماه پارسی باشد نخستین اورمزد

بهمن و اردیبهشت آنگاه شهریور بود

باز اسپندار مذ خرداد امرداد آمده

هفتمین دی بادر است و هشتمین آذر بود

آنگهی آبان و خورشید است و ماه و تیر و گوش

نام روز تیر اندر نامها تشتر بود

دی به مهر و مهر پس روز سروش وزشن، دان

فرودین بهرام ورام و باد نیک اختر بود

دی بدین و دین وارد، اشتاد، آنگه آسمان

زامیاد و مانتر سپند آیت داور بود

روز آخر را انارام و انیران است نام

در اوستا گفته زرتشت پیغمبر بود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

آن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بود

گر بنفشه پر گر و از سنبلش افسر بود

شکر لؤلؤ نمایست آن لب رامش فزای

گر میان شکر اندر چشمه کوثر بود

اندر آن بالا و روی او پدید آید همی

[...]

سنایی

آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود

و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود

آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود

شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود

جان و دل بردی به قهر و بوسه‌ای ندهی ز کبر

[...]

میبدی

گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز

عاشق آن به کومیان آب و آتش در بود

تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود

چون ز خود بی خود شود معشوقش اندر بر بود

امیرخسرو دهلوی

تا سرم باشد تمنای توام در سر بود

پادشا باشم گرم خاک درت افسر بود

روزگار از زلف تو بادا پریشان روز و شب

تا دل بد روز من هر دم پریشان تر بود

من خورم خونابه هجران و بیزارم،ازآنک

[...]

صائب تبریزی

جان مشتاقان غبار جسم را صرصر بود

زودتر آخر شود شمعی که روشنتر بود

مردم کوته نظر در انتظار محشرند

دیده روشندلان آیینه محشر بود

باد هستی را زسر بیرون کن از طوفان مترس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه