گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » آتشی در نیستان » سپیده(آواز در گوشه ی حجاز)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کیانوش نوشته:

این رباعی منسوب به خیام هست نه ابوسعید

علی نوشته:

این یکی از معروفترین رباعیات خیامه

کاوه نوشته:

این رباعی قطعا متعلق به خیام است.

رامین نوشته:

با مقایسه این رباعی با رباعیات دیگر خیام بنظر نمی آید این رباعی متعلق به خیام باشد

محمد نوشته:

سلام
وقت بخیر
اگر مصرع اول این شعر را(هنگام سپیده دم خروس سحری) در سایت جستجو کنیم
سایت دونتیجه را به نمایش در می آورد
نتیجه اول از همین شاعر و نتیجه دوم از خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۴
لطفا راهنمایی فرمایید

حسین محمدی جزی نوشته:

این رباعی بدون شک از شیخ ابوسعید ابوالخیراست .دلیل روشن
آن هم مفهوم و معنای بسیار ساده و روان خود شعر است.به عبارتی «آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید٬؟ از وی رو متاب!
شیخ میفرماید: «آیا میدانی خروس سحری هنگام سپیدم چه میگوید وچرا نوحه گری و افسوس خوانی میکند؟ سپس در بیت دوم خود پاسخ آنرا چنین میدهد:« میگوید که در آیینه ی صبح که ذاتا بازتابانیدن و نمایاندن حقیقت از ویژگی اوست چنین نمایاندندکه از عمر تو (خطاب به خود) شب دیگری هم به غفلت طی شد و هنوز تو در بی خبری (از خود و کیستی و چیستی خود)به سر میبری». این معنای روشن و روان شعر ابوسعید ابوالخیر است. این معنا شواهد بسیاری در رباعیات شیخ ابوسعید ابوالخیر دارد. ضمن اینکه به گمان من با توجه به عنوان خیام به عبارت « حکیم» وی کسی باید بوده باشد که اهل حکمت ومعرفت بوده است. اما به استناد بیان حکیمانه ی حضرت مولی الموالی امیرالمونین علی (ع) فاصله دروغ با حقیقت چهار انگشت است»یعنی که ما با چشم ندیده ایم و کسی هم با چشم ندیده وگزارش هم نشده درتاریخ که حکیم‌عمر خیام اهل مشروب و‌…باشد. تأویلات صادق هدایت صحیح نیست و اصلا در عرصه ی نسخه شناسی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی صادق هدایت و آرای او که نقطه نظرات شخصی وی است هیچ وزن و جایگاه خاصی ندارد. وهیچ دانشجو و استاد ادبیاتی صادق هدایت را یک صاحب نظریه و ادیب نمی شناسند. بلکه وی فقط یک نوسینده داستان نویس بوده است.

مسعود رمضانپور نوشته:

درود

در کتاب رباعیات خیام به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی این رباعی نیامده است.

محمد فارسی نوشته:

بنده شخصا هیچ گونه شکی ندارم،بی شک این رباعی نه میتواند از سروده هاس خیام باشد نه میتوان آن را به خیام منصوب کرد.
مفهوم آن به کلی از مقوله های مفهومی شعر خیام به دور است،خیام یک دادایسم بوده و این شعر در رد این نوع سبک و نوع اندیشه میباشد.

سهو قلم نوشته:

از نظر من این رباعی می تواند متعلق به خیام باشد همانطور که در نسخ دیگر غیر از نسخه تصحیح شده ای که اشاره کرده اند، این رباعی آمده است.
برخی باید گرفتن یک ایسم شاعری را که از بزرگان و اندیشمندان بی بدیل ایران هست را مورد بی لطفی قرار می دهند.
لطفاً نظر غیر علمی ندهید. قابل توجه که دادایسم در واکنش به مشکلات پس از جنگ جهانی ال در اروپا به وجود آمده و ویژگی های فکری پیروان آن کاملاً مختص آن احساسات برآمده از آن شرایط است.

قدسی نوشته:

من هم معتقدم که این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است
چرا که با دقت در اشعار این دو مرد بزرگ و بررسی لفظی و معنوی اشعار آنان به راحتی می توان متوجه شد که این زبان متعلق به حکیم خیام نیست…….

سیداحمدمغربی نوشته:

با عرض سلام و ادب و احترام
خواستم عرض کنم در هر حال این رباعی نه از جناب خیام است و نه از جناب ابوسعید منسوب است و زبانش به منسوبات ابوسعید نزدیک تر
جهت اطلاع بیشتر:
حسین جلال پور:
جناب میرافضلی(سیدعلی میرافضلی)
استاد شفیعی‌کدکنی در مقدمه‌ی اسرارالتوحید می‌نویسند که یک رباعی و یک مصراع از یک رباعی مسلما از ابوسعید است، دکتر ریاحی هم در مقدمه‌ی نزهة‌المجالس تقریبا همین را می‌گویند، تحقیقات شما چند رباعی به رباعیات ابوسعید اضافه می‌کند؟
میرافضلی :
با توجه به تصریح نوادگان ابوسعید که حضرت شیخ در تمام عمر جز یک رباعی و یک بیت نگفته، آنچه در منابع به ابوسعید نسبت داده میشود اجتهاد در مقابل نص است.
اما از دیدگاه منابع که بخواهیم بررسی کنیم تا پایان قرن هشتم تعداد رباعیاتی که به اسم ابوسعید پیدا میشود از ده رباعی تجاوز نمیکند. از قرن دهم که تدوین رباعیات ابوسعید آغاز میشود و این بی سر و سامانیها بوجود می آید.
بیشترین مجموعه رباعیات ابوسعید در سده ۱۲ در هند فراهم آمده. حساب کنید ۷۰۰ سال بعد از دوران ابوسعید . حساب کنید این قبیل منابع چه اعتباری دارد!

مصطفی نوشته:

می تونیم از این زاویه هم نگاه کنیم که شاعر شب را جز عمر می دونه . چون روز عموما صرف تعلقات و روزمره گی میشه و تاریکی شب فرصتی برای به خود نگاه کردن سنجیدن و تفکر هست. همانطور که خداوند سفارش می کند بخشی از شب را به عبادت و تفکر بپردازیم

هادی رسولی فر نوشته:

شکی در اینکه این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است نیست .

رباعیات خیام به قلم صادق هدایت بیشتر ریشه در تخیلات صادق هدایت و افکار شخصی او دارد .
متاسفانه چندی از رباعیات ابوسعید ابوالخیر به اشتباه منصوب به خیام است .
ادوارد جرالد نیز در ترجمه انگلیسی رباعیات خیام این رباعی را به حکیم عمر خیام نسبت داده .
این در حالی است که این رباعی در تصحیح محمد علی فروغی و قاسم غنی که قابل استناد ترین مجموعه رباعیات حکیم عمر خیام میباشد نیست

پیمان نوشته:

کسی طرفی از این معنی هم بربسته

صباح عندلیب نوشته:

باسلام به ددوستان،
من هم معتقدم که این شعر را ابوسعید الو الخیر سروده.اما نکته ای که میخواهم در علت نسبت این شعر توسط بعضی ها به عمر الخیام،بگویم : اینست که عمر الخیام عین این شعرا را (مطابقت النعل بالنعل ) بزبان عربی سروده :
اتدری لماذا یصبح الدیک صاءحا
یردد لحن النوح فی غره الفجر؟
یناذی لقد مرت من العمر لیله
وها انت لاتشعر بذاک ولاتدری

واین می تواندبقول معروف (توارد خواطر) باشد
یا عمر خیام باتوجه به اینکه ۸۱ سال پس از وفاه ابوسعید ابو الخیر بدنیا آمده ، این شعرا بزبان عربی نرجمه کرده باشد.

صباح عندلیب نوشته:

(یناذی لقد مرت من العمر لیله)
در حاشیه ارسالی بنده بصورت زیر تصحیح می گردد
(ینادی لقد مرت من العمر لیله)

Dimo نوشته:

با درود.ا‌صل مطلب مفهوم این شعر است…انگشت مهم نیست دیگر…به ماهی که اشاره کرده باید نگریست….با احترام.

کمال داودوند نوشته:

با سلام وخسته نباشید به حاشیه نویسی اان محترم
جمع این رباعی از ۵۸۴۶

کانال رسمی گنجور در تلگرام