گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر شاهی

کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست

کدام فتنه که در زلف تابدار تو نیست

درون سینه ز داغ کهن نشان جستم

بهیچ گوشه ندیدم که یادگار تو نیست

بعشوه مرغ چمن را فریب ده ای گل

[...]

شاهدی

کدام سینه که مجروح و دل فگار تو نیست

کدام دل که به هر گوشه بی قرار تو نیست

بیادگار تو در دل خدنگ هاست مرا

کشم ز سینه خدنگی که یادگار تو نیست

زدیده سیل دمادم به رخ فشانم از آن

[...]

میلی

رقیب بهر چه پیدا به رهگذار نیست

به وعده‌گاه وفا گر در انتظار تو نیست

زبس که از نظرم بی‌حجاب می‌گذری

گمان برم که جدایی به اختیار تو نیست

دل از فریب تو گردید آن چنان نومید

[...]

سیدای نسفی

خزان شدی دیگر امید از بهار تو نیست

می نشاط به اندازه خمار تو نیست

کنون شکایت اهل جهان شعار تو نیست

تمیز نیک و بد روزگار کار تو نیست

بیدل دهلوی

جهان قلمرو توفان اعتبار تو نیست

ز هرچه رنگ توان یافتن بهار تو نیست

کمند همت وحشت سوار عشق رساست

هوس اگرهمه عنقا شود شکارتونیست

زلاف‌ترک میفکن‌خلل به‌همت فقر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه