بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد
خون دل دیدم روان چندان که در دل کار کرد
رو بهر جانب نهادم راه بر من بسته شد
ضعف پنداری هوا را در رهم دیوار کرد
چشم بیمارش ز خون خواری بپرهیز و بلی
طول بیماری برو پرهیز را دشوار کرد
جان سپردم از نگاه گرم او بر بوالهوس
ناوکش بر صید دیگر خورد و بر من کار کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت عشق و اندوهی که به خاطر معشوقش احساس میکند سخن میگوید. او از گریههای بسیارش در کوی معشوق یاد میکند و از دردی که در دلش به وجود آمده، گلایه دارد. هر بار که راهی را برای رسیدن به او انتخاب کرده، با موانع روبهرو شده و نتوانسته به او برسد. او به شدت تحت تأثیر نگاه معشوقش قرار گرفته و از تاثیرات این عشق و جدایی رنج میبرد، به طوری که زندگیاش تحت الشعاع این احساسات قرار دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که محبتش به معشوق باعث زجر و عذابی مضاعف برای او شده است.
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر عشق تو بیوقفه اشک ریخته و از شدت درد دل، خون دل خود را دیدهام که به اندازهای زیاد است که به دل من جراحت میزند.
هوش مصنوعی: من به هر سمتی که رفتم، راهها به رویم بسته شد. ضعف و ترس، مانند دیواری در مسیرم قرار گرفت.
هوش مصنوعی: چشم بیمار از سیاهی و ناراحتی دوری کن، زیرا طولانی شدن بیماری، مراقبت و پرهیز را سختتر میکند.
هوش مصنوعی: من از نگاه پرحرارت او جان سپردم؛ او که با هوش و فریباییاش مانند تیر بیرحم مرا شکار کرد و به سرنوشت دیگری دچاری شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد
ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد
باد گویی نافه های تبتستان بردرید
باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد
گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد
[...]
آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد
رنج بیداری شبهای غم روشن نبود
خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد
سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار
[...]
حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد
چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد
وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون
بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد
باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را
[...]
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
[...]
شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
غالبا سوز دل من در دل او کار کرد
حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند
این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد
ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.