ز مژگان پر برآوردست و سویش میپرد چشمم
دلی دارم نثار خاک راهش میبرد چشمم
چو طفل ناخلف چون از نظر خواهد فکند آخر
سرشکم را به خون دل چرا میپرورد چشمم
دمادم میکند دامان مژگان پر ز در گویا
برای سرمه خاک رهگذارش میخرد چشمم
میان چشم و دل پیوسته چون بودی نمیدانم
که با این دشمن خونی به سر چون میبرد چشمم
چرا درهای اشکم را چنین در خاک میریزد
اگر جز خاک پایش در نظر میآورد چشمم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و عاشقانه شاعر اشاره دارد. او با اشاره به چشمش که به سوی معشوق مینگرد، از عشق و علاقهاش سخن میگوید. بیان میکند که دلش برای معشوق نثار خاک راهش میشود و اشکهایش از عشق او به خون دل آغشته است. شاعر نگران است که چگونه میتواند بین چشم و دل ارتباط برقرار کند، در حالی که معشوقش برای او به مانند یک دشمن خونی است. در نهایت، او از این میپرسد که چرا اشکهایش تنها بر خاک پای معشوق میریزد، در حالی که آرزو دارد بیشتر از آن را ببیند. شاعر در این غزل به تضادهای عشق و دردهای ناشی از جدایی و دوری از محبوب اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر زیباییهای او پر از اشک است و همچنان به سوی او پرواز میکند. دل من فدای اوست و هرگاه به یادش میافتم، به سمت خاکی که در آن قدم میزند میروم.
هوش مصنوعی: هنگامی که کودک نافرمان از دور دست میشود، چرا باید چشمانم با اشک خونینش را پر کند؟
هوش مصنوعی: چشمم هر لحظه به مژگانش نگاه میکند و به خاطر زیباییاش، خاک زیر پاهایش را به جای سرمه میخرد.
هوش مصنوعی: میان چشم و دل همیشه یک رابطه وجود دارد، اما نمیدانم چگونه میتوانم با این دشمن قدیمی که به دل من آسیب میزند، کنار بیایم.
هوش مصنوعی: چرا اشکهایم را به زمین میریزم اگر چشمم فقط او را مانند خاک پایش ببیند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.