بدان که مرد چون صاحب یقین شد همیشه راضی باشد به قضا و متصوفه را هیچ صفت نیکوتر از رضا نیست در همه احوال. چنانکه بر هیچ اعتراض نکنند.پیوسته راضی باشند.
و رضای حق تعالی بدان حاصل آید که به قضای او راضی باشند، «رضی اللّه عنهم و رضوا عنه».
موسی‑‑در آن وقت که به طور بود گفت الهی کاری در پیش من نه که چون به جای آرم رضاءٍ تو مرا حاصل آید. خطاب آمد که یاموسینتوانی. موسی از هیبت این خطاب به سجود افتادو خطاب آمد که ای موسی رضاءٍ من در رضاءٍ تو بسته است، به قضاء من در همهٔ احوال. هرگه که تو از من راضی باشی من از تو راضی باشم، و اگر در همه عمر خاطری از سر اعتراض در دل گذر کند حقیقت رضا محجوب گردد.
رویم‑رحمة اللّه علیه‑را پرسیدند از رضا. گفت آنکه اگر هفت طبقه دوزخ بردست راست یکی دارند، او از حق تعالی نخواهد که آن را به چپ برگرداند.
و نیز گفت که رضا آن است که از حق تعالی بهشت نخواهد و از دوزخ نترسد، و نجات نخواهد. رضاآنگه حقیقت گردد که بلامتصل شود، و راضی رنجور نشود.
بزرگان گفتهاند که رضا پیش از نزول قضا عزم رضایت است. اما رضا بعد از قضا عین رضا است.
جنید‑رحمة اللّه علیه‑را پرسیدند از رضا. گفت ترک اختیار در همه چیزها.
در جملهٔ رضا انواع است:
اولرضا به اسلام، چنانکه گفت: «و رضیت لکم الاسلام دیناً». و دیگر رضا به قصا، چنانکه در تورات آمده است که هر که به قضاءٍ راضی نشود حماقت او را هیچ درمان نیست.
جنید‑رحمة اللّه علیه‑گفته است رضا به قضا آن است که بلا به نعمت انگارد.
و دیگر نوع رضا است از حق تعالی در همهٔ اوقات.
و دیگر نوع راضی بودن به خداوندی پادشاه عالم‑تعالی و تقدس‑که در خبر است که هر بنده که به خداوندی حق تعالی راضی باشد حق تعالی به بندگی او راضی باشد.
و راضی بودن به حق تعالی آن بود که در مقابلهٔ اختیار او اختیاری نیاری، و بیرون از ارادت او هیچ ارادتی نداری.
ابن عطارا پرسیدند از رضا.گفت نظر دل است به اختیاری که حق‑سبحانه و تعالی‑کرده است در ازل، بیعلت در حق بندگان خود، و ترک اختیار خود در آن مقابلهٔ کسی که بدین صفت شد راه گذر قضا گردد، و هرچه بر وی میگذرد هیچ تمییزی و فرقی نکند.
امیر مؤمنان حسین بن علی‑رضیاللّه عنهما‑گفت کهابوذر غفاری‑رضیاللّه عنه‑میگوید، فقر نزدیک من دوستتر است از غنا، و یماری دوستتر است از صحت.
و گفت نزدیک من چنان است که کسی که اعتماد بر اختیار حق تعالی کرد بدو راضی شود، در مقابلهٔ اختیار او هیچ اختیار خویش پیش نیارد، نه در رنج و نه در راحت.
و این قدمگاه عزی عظیم دارد. کسی که اینجارسید جمال رضابدید، چنانکه حقیقتاو است. و هر که ازینجا باز ماند به نامی راضی شد. اما روی رضا ندیده است.
طریق رضا بر متصوفه میسر است و تا مرد بدین طریق در نیاید جمال تصوف نبیند. از آنکه تصوف ترک تکلف است، و آن ترک جز به مدد رضا نیاید. ازآنکه قطع طمع و ترکتکلف به قوت ایمان تواند بود، و جمال ایمانکسی بیند که به قضاءٍ خدای تعالی راضی شد، و کسی که بدو راضی شد عنان احوال خود بدو باز گذاشت تا چنانکه خواهد وی را میگرداند.
بوعثمان حیریگفته است چهل سال است تا عنان خود به حق تعالی باز گذاشتهام. اگر بجایی نشاندم هیچ کراهیت در دلم نیاید و اگر به چیزی دیگر نقل کند هیچ خشمی در من نیاید. در جمله هیچ اعتراض نکنم، از آنکه در دلم هیچ اعتراضی نمانده است.
مشایخگفتهاند رضا بزرگترین درجهای است. هر که را به رضا گرامی کردند او را به ترحیب تمامترین و تقریب بزرگترین عزیز گردانیدند.
رابعهرا پرسیدند که بنده راضی کی باشد؟ گفت آنگه که از محنت همچنان شاد که از نعمت.
شبلیپیش جنید‑رحمة اللّه علیه‑گفت: «لاحول و لاقوة الا باللّه». جنید گفت که این گفتار تنگ دلان است، و تنگدلی از دست بگذاشتن رضا بود به قضا.
ابوبکر طاهرگوید که رضا بیرون کردن کراهیت است از دل تا در وی جز شادی نباشد.
عباس بن المطلب‑رضیاللّه عنه‑روایت کرد از رسول که هر که طعم ایشان بچشید به خدایی خدا رضا داد.
عمر‑رضیاللّه عنه‑نامهای نوشت با ابوموسی اشعری‑رضیاللّه عنه‑که همه چیزها در رضاست، اگر توانی راضی باش، والاصبر کن.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: معنای اصلی متن در مورد مفهوم "رضا" در تعالیم صوفیانه و اسلامی است. نویسنده بر این نکته تأکید دارد که فردی که به یقین رسیده باشد، همیشه باید به قضا و قدر خداوند راضی باشد. رضا به عنوان یکی از مهمترین صفات متصوفه معرفی شده و بیان میکند که اگر انسان از قضا و قدر الهی راضی باشد، خداوند نیز از او راضی خواهد بود.
در اینجا به مثالهایی از شخصیتهای مذهبی مانند موسی و جنید اشاره شده است که نشان میدهند حقیقه رضا در ترک انتخاب و اعتراض است. مفهوم دیگر این است که رضا میتواند در شرایط سخت نیز وجود داشته باشد، به گونهای که مؤمن باید از بلا به عنوان نعمت یاد کند و در برابر قضا الهی آرام باشد.
متن همچنین به انواع رضا اشاره دارد، از جمله رضا به اسلام و رضا به قضا، و نشان میدهد که راضی بودن به حق تعالی نیازمند ترک کراهت و شکایت از اراده الهی است. در پایان، تأکید بر اهمیت رضا به عنوان بالاترین مقام و درجه در نزد خداوند در نظر گرفته شده است.
هوش مصنوعی: مردی که به یقین دست پیدا میکند، همیشه از سرنوشت خود راضی است و در بین صوفیان هیچ صفتی بهتر از راضی بودن وجود ندارد. آنها در هر شرایطی هیچ اعتراضی نمیکنند و همواره راضی و خرسند هستند.
هوش مصنوعی: خوشنودی خداوند متعال وقتی به دست میآید که بندگانش به حکمت و قضا و قدر او راضی باشند.
هوش مصنوعی: او همچنین بیان کرد که رضایت یعنی این که انسان از خدا بهشت را نخواهد و از جهنم نترسد و به دنبال نجات نباشد. رضایت در زمانی حقیقت پیدا میکند که به چیزی وابسته نباشد و فرد رنجیده نشود.
هوش مصنوعی: به گفته حکما، پیش از وقوع حوادث، باید به رضایت الهی فکر کرد و به آن تمایل داشت؛ اما پس از وقوع امور، باید به همان وضعیت رضا داد و با آن کنار آمد.
هوش مصنوعی: ابتداء باید به اسلام رضایت داشته باشیم، همانطور که در قرآن گفته شده است: «من اسلام به عنوان دین برای شما راضی هستم». همچنین باید به قضا و تقدیر نیز راضی باشیم؛ چنانکه در تورات آمده است که اگر کسی به قضا راضی نباشد، درمانی برای حماقت او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم رضا و خشنودی از جانب خداوند در تمامی زمانها اشاره دارد. به عبارت دیگر، نیکی و رضایت الهی در هر لحظه و در هر شرایطی جاری است.
هوش مصنوعی: یکی از انواع رضایت، رضایت به خداوندی است که پادشاه عالم و با مقام والا و مقدس است. در روایات آمده است که اگر بندهای به خداوند متعال راضی باشد، خداوند نیز از بندگی او راضی خواهد بود.
هوش مصنوعی: راضی بودن به اراده خداوند به این معناست که در برابر اختیار او هیچ اختیاری نداری و خارج از خواست او هیچ خواستی از خود نداری.
هوش مصنوعی: او گفت که نزدیک من این گونه است که کسی که به اختیار خداوند اعتماد کند و راضی باشد، در برابر اختیار او هیچ ارادهای از خود نشان ندهد، نه در زمان سختی و نه در زمان آسانی.
هوش مصنوعی: این مکان، جایگاه بزرگی دارد. هر کسی که به اینجا برسد، زیبایی رضای حقیقی را خواهد دید. اما هر کسی که از اینجا دور بماند، فقط به نامی از رضا دست مییابد و هرگز زیبایی حقیقی او را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: راه رسیدن به مقام رضا برای صوفیها هموار است و کسی که در این مسیر قدم نگذارد، هرگز زیبایی تصوف را نخواهد دید. زیرا تصوف به معنای دوری از تکلف است و این دوری تنها با کمک رضا ممکن میشود. همچنین، قطع امید و ترک تکلف تنها با ایمانی قوی امکانپذیر است و زیبایی ایمان را تنها کسی درک میکند که به قضا و قدر خداوند راضی باشد. کسی که به آن راضی شد، کنترل حالات خود را به پروردگار واگذار میکند تا او هر طور که بخواهد او را هدایت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.