ای ظفر در رکاب دولت تو
تهنیت خوان فتح و نصرت تو
مسند آرای ملک امن و امان
قهرمان زمان ولی سلطان
تا بشارت زند به فتح تومهر
گشته بر کوس چرم گاو سپهر
رایتت کز هر آفت است مصون
نفتد عکسش اندر آب نگون
عزم تو چون عنان بجنباند
راه سیارگان بگرداند
قهرت آنجا که در مصاف آید
کار شمشیر از غلاف آید
هر کجا آورد سپاه تو زور
پیل پنهان شود به خانه مور
بر صفی کان به جنگت آمده پیش
مرگ خالی نموده ترکش خویش
بر سپاهی که با تو کرده جدل
گشته دندانه دار تیغ اجل
لشکرت گر بر آسمان تازد
آسمان با زمین یکی سازد
تیغ قهرت به باد پیمایی
بر سر خصم کرده میرایی
چون کند حمله تو رو به عدو
پشت کرده مخالف از همه رو
تیر باران تو کند ز شکوه
زره تنگ حلقه در بر کوه
هر کجا تیغ تو سر افرازد
نیزه آنجا منار سر سازد
خنجرت در غلاف فتنه بلاست
چون زبان در دهان اژدرهاست
اژدر از دم به کوره تاب دهد
تا حسامت به زهر آب دهد
سپرت کآسمان نشان باشد
لشکری را حصار جان باشد
دست یازی چو بر کمان ستیز
مرگ خواهد ز تیر پای گریز
تیرت آنجا که پی سپر باشد
دیده مور را خطر باشد
بوم و ملک تو خاک رستم خیز
روبهش ضیغم هژبر ستیز
کرم خاکی به خاک این بروبوم
اژدها سیرت و نهنگ رسوم
بسته در بحر و بر نهنگان راه
دشت بر اژدها نموده سیاه
رأی و تدبیرت از خلل خالی
همچو ذات تو رأی تو عالی
عدل تو چون شود صلاح اندیش
گرگ دست آورد به گردن میش
شد ز کوس تو گوش چون سیماب
بانگ تو مضطرش جهاند از خواب
نعل رخشت چو سنگسا گردد
کوه الماس توتیا گردد
شرر از نعلش ار فراز آید
کوه یاقوت در گداز آید
ملک از انصاف تو چنان آباد
که در او جغد کس ندارد یاد
جغد در خانه هما چه کند
ظلم در کشور شما چه مند
ظلم ترک دیار تو داده
به دیار مخالف افتاده
وای بر خصم بخت بر گشته
که تو شمشیر و او سپر گشته
کار زخم است تیغ بران را
گو سپر چاک زن گریبان را
از بزرگان کسی به سان تو نیست
خاندانی چو خاندان تو نیست
هر یک از خاندان تو جانی
یا جهانگیر یا جهانبانی
اول آن نیر بلنداقبال
آفتاب سپهر جاه و جلال
ملک آرای سلطنت پیرای
بیعدیل زمان به عدل و به رای
مطلع آفتاب دین و دول
مقطعحل و عقد ملک و ملل
کار فرمای چرخ کار افزای
نسق آرای ملک بار خدای
از بن و بیخ ظلم برکنده
تخم عدلش ز جا پراکنده
صعوه شاهین کش از حمایت تو
باز گنجشک در ولایت تو
شیر گوید ثنای آن روباه
که سگش را بر او فتاده نگاه
رخش او را سپهر غاشیه دار
مدتش را زمانه عاشق زار
نظرش دلگشای دلتنگان
گذرش بوسه گاه سرهنگان
سلطنت مفتخر به خدمت او
تاکی افتد قبول حضرت او
سایه پرورد ظل یزدانی
نام او زیب خاتم جانی
گر امان از گزند خواهد کس
نام عباس بیگ حرزش و بس
طرفه نامی که ورد مرد و زن است
حر ز جان است و هیکل بدن است
عین این نام عقل را تاج است
به همین تاج عقل محتاج است
بای این اسم بای بسم الله
الف او ستون خیمه چاه
سین او بر سر ستم اره
به مسمای او جهان غره
غره گشته بدو جهان و بجاست
زانکه کار جهان از او به نواست
عالم از ذات او مکرم باد
تا قیامت پناه عالم باد
بر سرش ظل خسروی بادا
پشت نواب از او قوی بادا
بر سرم سایهاش مخلد باد
لطف بسیار او یکی سد باد
وصف بکتاش بیگ چون گویم
به که همت ز همتش جویم
تا نباشد سخن چو همت او
نتوان کرد وصف حضرت او
تا نباشد بلندی سخنم
دست بر دامنش چگونه زنم
رفعتش کانچنان بلند رواست
زانسوی چرخ آسمان نواست
عقل و دولت موافقت کردند
از گریبانش سر بر آوردند
عقل او حل و عقد را قانون
دولتش دین و داد را مضمون
خاطرش صبح دولت جاوید
رای او نور دیدهٔ خورشید
آفتاب ار به خاطرش گذرد
سایه کوه جاودان ببرد
همه کارش به دانش و فرهنگ
مور در صلح و اژدها در جنگ
قهر او آتش نهنگ گذار
زو سمندر به بحر آتش بار
لطف او مرگ را حیات دهد
به حیات ابد برات دهد
به خدا راست آشکار و نهانش
کرده رفع دویی دلش به زبانش
فخر گو بر زمانه کن پدری
کش خدا بخشد آنچنان پسری
نه پسر بلکه کوه فر و شکوه
زو پدر پشت باز داده به کوه
تا ابد یارب آن پسر باشد
بر مراد دل پدر باشد
با منش آنقدر عنایت باد
که زبان شرح آن نیارد داد
خواهم از در هزار دریا پر
تاکند آن هزار دریا در
همه ایثار نام قاسم بیگ
پس شوم عذر خواه قاسم بیگ
گر هزاران جهان در و گهر است
در نثارش متاع مختصر است
بود و نابود پیش او همرنگ
کوه با کاه نزد او همسنگ
در شمارش یک و هزار یکی
خاک را با زر اعتبار یکی
گنج عالم برش پشیزی نیست
هیچ چیزش به چشم چیزی نیست
یکتنه چون به کارزار آید
گوییا یک جهان سوار آید
چون زند نعره و کشد شمشیر
باز گردد به سینه غرش شیر
بجهد تیغش از چنار چو مار
زندش گر به سالخورده چنار
چون کشد بر کمان سخت خدنگ
شست صافش کند مشبک سنگ
نیزه چون افکند به نیزه مهر
مهر افتد نگون ز رخش سپهر
گر ز باران ابر آزاری
سپهی را کند سپر داری
نگذارد که تیر آن باران
بر سپه بارد و سپه داران
با نهیبش ز خصم رفته سکون
جسته از حلقه زره بیرون
در صف رزم تیغ بهرام است
در گه بزم زهره را جام است
جام زهر است یعنی اصل سرور
خرم آنجا که او نمود عبور
تیغ بهرام یعنی آنسان تیز
که ز سهمش اجل نمود گریز
خاطرش آتش ستاره شرار
طبع وقادش آب آتشبار
فکرتش فرد گرد تنها سیر
سد بیابان از او به مسلک غیر
گر همه سحر بارد از رقمش
سر فرو ناورد بدان قلمش
نه بدانسانش همت است بلند
که به اعجاز هم شود خرسند
طبع عالیش چون نشست به قدر
پیش او سحر را چه عزت و قدر
تازگی خانه زاد فکرت او
نازکی بنده طبیعت او
سخنش معجزیست سحر نمای
خاطرش آتشیست آب گشای
هرکجا شد سلیقهاش معمار
برد قلاب زحمت از بازار
شعر تا در پناه خاطر اوست
هست مقبول طبع دشمن و دوست
علم را در پناه پوینده
درجات کمال جوینده
شعر را کرده در به دولت باز
بر درش یک جهان سخن پرداز
جمله را حامی و پناه همه
خسرو جمله پادشاه همه
در ترقی همه به تربیتش
ناز پروردگان مکرمتش
مجلس آرای عیش خوش نقشان
بهترین شخص برگزیده لسان
باد از صدر تا به صف نعال
مفتخر مجلسش ز اهل کمال
دو گرامی برادر نامی
کآمدند اصل نیک فرجامی
دو دلاور، دو شیر دل ، دو دلیر
کب گردد ز حمله شان دل شیر
دو بهادر، دو مرد مردانه
دو دلیر و دو شیر فرزانه
پشت بر پشت او نهاده چو کوه
هریکی ز آن دو سد جهان شکوه
هر سه بسته کمر به خدمت سخت
پیش هر یک ستاده دولت و بخت
در رکاب خدایگان باشند
نه که تا حشر جاودان باشند
ظل نواب باد بر سرشان
سد چو وحشی بود ثناگرشان
پدران و برادران و همه
راعی خلق و خلقشان چو رمه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ستایش و معرفی فضائل شخصیتهایی است که در زمینه قدرت، قهرمانی و عدالت مورد تحسین قرار گرفتهاند. شاعر به مدح و همراهی با این شخصیتها پرداخته و آنها را نمادهای بلندمرتبهای از شجاعت، دانایی و انصاف معرفی میکند. در این متن، پیروزی در جنگ، قدرت قهرمانانه و عدالت در حکومت به تصویر کشیده شده است. همچنین اشارههایی به خانواده این شخصیتها و ویژگیهای خاص آنها شده که به عظمت و شایستگیشان میافزاید. شاعر به صورت استعاری رفتار این شخصیتها را به پدیدههای طبیعی و مقدس نسبت میدهد و بر این باور است که وجود آنها برای جامعه اساسی و حیاتی است. در مجموع، این شعر به نوعی تجلیل از قدرت، شجاعت و شرافتمندی در عرصههای مختلف زندگی است.
هوش مصنوعی: ای پیروزی، در کنار دولت تو، تبریک میگویم پیروزی و موفقیت تو را.
هوش مصنوعی: پادشاهی که در دوران خود امن و آرامش را برقرار کرده و نماد قدرت و شجاعت است.
هوش مصنوعی: صدا و نوا به پیروزی تو اشاره میکند؛ همچنان که کوس چرم گاو آسمان به زیبایی به این پیروزی علامت میدهد.
هوش مصنوعی: تو از هر خطر و آسیب در امان هستی، زیرا سایهات در آبهای تیره و تار نمیافتد.
هوش مصنوعی: عزم و اراده تو، مانند مادیان راندن اسب، مسیر ستارهها را تغییر میدهد و به حرکت درمیآورد.
هوش مصنوعی: زمانی که خشم تو به اوج خود برسد و در شرایط سخت و نبرد قرار بگیری، نیرویی مانند شمشیر از غلاف خارج میشود و به میدان میآید.
هوش مصنوعی: هر جا که قدرت و نیروهای تو وارد شوند، مانند قدرت فیل، دشمنان کوچک و ضعیف مانند مور به خانههای خود میروند و پنهان میشوند.
هوش مصنوعی: در صفی که برای جنگ آمدهاند، فردی با خالی کردن تیرکمانش، خود را برای مرگ آماده کرده است.
هوش مصنوعی: در میان سپاهی که با تو در نبرد است، تیغ مهلت و سرنوشت، به شدت آماده و برنده شده است.
هوش مصنوعی: اگر نیروی تو به آسمان حمله کند، آسمان و زمین یکی خواهند شد.
هوش مصنوعی: تیغ خشم تو مانند باد بر سر دشمنان میوزد و آنها را نابود میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به دشمن حمله میکنی، مخالفان از تمامی جنبهها به تو پشت کرده و میگریزند.
هوش مصنوعی: تیر باران تو باعث میشود که زره از زیبایی خود کاسته شود و حلقهی تنگی در دور کوه ایجاد کند.
هوش مصنوعی: هر کجا که شمشیر تو به اهتزاز درآید، در آن مکان نیزهای به عنوان نشانهای بلند و برجسته برپا خواهد شد.
هوش مصنوعی: خنجر تو در غلاف، نشانهای از خطر و آشوب است، همانطور که زبان در دهان مار بزرگ پنهان است.
هوش مصنوعی: مار بزرگ از دمش به کوره گرما میدهد تا دشمنیات را با زهرش نابود کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سپر، نماد آسمان است و همانطور که لشکری در حصار خود محافظت میشود، جان انسان نیز در این سپر از خطرات محفوظ میماند.
هوش مصنوعی: وقتی که به جنگ با مرگ بروی و سلاحی به دست داری، طبیعتاً از تیرگی و خطر آن میگریزی.
هوش مصنوعی: وقتی که تیر به هدف میرسد و سپری وجود دارد، خطر برای مور نیز پیش میآید.
هوش مصنوعی: سرزمین و دیار تو مانند خاک رستم، قهرمان ایرانی است و در آن، شیر نیرومند آماده نبرد حضور دارد.
هوش مصنوعی: کرم خاکی در این سرزمین با موجودات بزرگ و قدرتمند مانند اژدها و نهنگ برابری نمیکند.
هوش مصنوعی: در دریا و بر روی نهنگها، راهی در دشت برای اژدها ساخته شده است که تاریک و مخوف است.
هوش مصنوعی: اندیشه و تدبیر تو از هر نوع نقص و خطا مصون است، درست مانند وجود خودت که به مرتبه بالایی رسیده است.
هوش مصنوعی: زمانی که رفتار عادلانه تو به نفع خردمندانهت باشد، گرگ هم به نفع خود به گردن میش میافتد.
هوش مصنوعی: صدای تو مانند جادو به گوشها میرسد و همچون مایع روان به دلها مینفوذ میکند، بهطوری که جهان از خواب غفلت بیدار میشود.
هوش مصنوعی: وقتی رخسار تو مانند سنگی محکم و استوار شود، کوههای الماس نیز به مانند توتیا بالغ میشوند.
هوش مصنوعی: اگر جرقهای از نعل اسب او بالا برآید، کوه یاقوت نیز ذوب میشود.
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه در نتیجه عدالت و انصاف تو، سرزمین آنقدر خوب و خوشحال شده است که حتی پرندگان شب همچون جغدها هم در آنجا به چشم نمیخورد. در واقع، این بیانگر یک وضعیت عالی و مطلوب است که به خاطر اقدامات درست و منصفانه تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: جغد در خانه هما چه کار میتواند بکند؟ ظلم در سرزمین شما چه باقی میماند؟ این جمله به این معناست که وقتی که جایگاهی بزرگ و والا وجود دارد، فریب و ظلم نمیتوانند در آن جا دوام بیاورند.
هوش مصنوعی: ستم و نقض حقوق، باعث شده که فرد از سرزمین خود دور شود و به سرزمین دشمن یا مخالف بیفتد.
هوش مصنوعی: دشمن بدبختی که شانسش به او خیانت کرده، در حال حاضر تو با شمشیر در دست ایستادهای و او به دور خود سپر گرفته است.
هوش مصنوعی: کار به مانند زخم میماند و شمشیر بران در واقع بهانهای است، پس باید از خودت محافظت کنی و در برابر مشکلات آماده باشی.
هوش مصنوعی: هیچکس به بزرگی و عظمت تو نیست، و خانوادهای مانند خانوادهی تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر یک از اعضای خانوادهات یا دارای روح بزرگی هستند یا قدرتی دارند که قادرند دنیا را زیر تاثیر خود قرار دهند.
هوش مصنوعی: نخستین نشانه خوشبختی و بزرگی، تابش نور و عظمت آفتاب آسمان است.
هوش مصنوعی: سلطنتی که با ظاهری زیبا و شکوه خود را نشان میدهد، از روی ناعدالتی زمانهای که در آن زندگی میکند، باید به شیوهای عادلانه و با تدبیر اداره شود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص یا چیزی به عنوان منبع اصلی و آغازین در زمینه دین و حاکمیت شناخته میشود و او مسئول تعیین سرنوشت و تشکیلات سیاسی و اجتماعی است.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، تدبیرکننده امور و سرنوشتها، قدرتی است که تدبیر و ساماندهی کارها را بر عهده دارد و به حیات و فرمانروایی کشور سر و سامان میبخشد.
هوش مصنوعی: از ریشه و اساس ظلم را برچیده و دانههای عدالت را در هر جا پخش کرده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی به تأثیر حمایت و حمایتگری اشاره میکند. او با بیان اینکه پرندهای چون شاهین به خاطر حمایت تو به پرواز درآمده است، در مقابل نشان میدهد که گنجشک در منطقه تو هنوز به حالت زمینگیر و محدود باقی مانده است. این معنی به نوعی اشاره به اهمیت حمایت و پشتوانه در پرورش و شکوفایی استعدادها دارد.
هوش مصنوعی: شیر از روباهی که سگی به او حمله کرده، تعریف میکند.
هوش مصنوعی: چهره او تحت تاثیر آسمان قرار دارد و مدت زمان او را جهان به شدت دوست دارد.
هوش مصنوعی: چشمانش برای دلگرفتهها شادیبخش است و نگاهش مانند مکانی است که فرماندهان با افتخار در آن حضور دارند.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که مقام و جایگاه سلطنت در نهایت به دلیل خدمت به او و جلب نظر و رضایتش، ارزش و اعتبار مییابد. در واقع، هیچ مقام و سلطنتی بدون خدمت و ارادت به او نمیتواند مورد پذیرش قرار گیرد.
هوش مصنوعی: سایه پروردگار، که نام او زینتبخش جان من است، مانند نقش زیبای خاتم بر زندگیام سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از خطر در امان باشد، تنها با نام عباس بیگ میتواند به این هدف دست یابد.
هوش مصنوعی: شگفتا نامی که هم برای مردان و هم برای زنان ذکر میشود، حر به معنای آزاد بودن از قید و بندها و هیکل بدن به معنای وجود جسمی انسان است.
هوش مصنوعی: عقل مانند تاجی است که بر سر انسان قرار دارد و همه به آن نیاز دارند.
هوش مصنوعی: این عبارت به نوعی اشاره دارد به اهمیت و رمز و راز اسم ویژهای. به طور کلی میتواند نشاندهنده این باشد که هر نام یا عنوانی دارای معنی و نیتی عمیق است که میتواند به ساختار و بنیاد چیزی شبیه به ستون یک خیمه نگاه شود، و همچنین میتواند به تبادل و ارتباطات معنایی اشاره کند. به طور خلاصه، میتوان گفت که نامها و عناوین، نقش مهمی در شکلگیری و استحکام موضوعات و مفاهیم دارند.
هوش مصنوعی: سین او در بالای ستم، نشاندهنده قدرت اوست که جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: جهان به او دلگرم و شگفتزده شده است، زیرا همهی امور جهان به دستان او و با آواز او به جریان میافتد.
هوش مصنوعی: علم و دانش از ذات او ارجمند و محترم است و تا قیامت، پناهی برای جهانیان خواهد بود.
هوش مصنوعی: براسBerای او سایهای مانند سایهی پادشاهی باشد و پشت سرش از حمایت قوی برخوردار باشد.
هوش مصنوعی: سایهاش بر سرم همیشه باقی است و لطف و محبت او مانند سدی در برابر بادهای سخت و مشکلات زندگی قرار دارد.
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم درباره بکتاش بیگ صحبت کنم، به این فکر میکنم که چه همتی و ارادتی در او نهفته است که باید به دنبال آن باشم.
هوش مصنوعی: تا وقتی که همت و تلاش او وجود نداشته باشد، نمیتوان به خوبی دربارهی مقام و صفات او سخن گفت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانم به خوبی و با بلاغت صحبت کنم، چگونه میتوانم به او نزدیک شوم یا از او درخواست کنم؟
هوش مصنوعی: عظمت و بلندی او به قدری است که از طرف دیگر آسمان، صدای او به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: عقل و ثروت به توافق رسیدند و از دل یکدیگر ظهور و نمایان شدند.
هوش مصنوعی: عقل او نشانه حکمتش است و مرزهای قانون را مشخص میکند، در حالی که دین و عدالت اساس کار او هستند.
هوش مصنوعی: زندگی او همچون صبحی دلانگیز و پایدار است که در آن همه چیز روشن و امیدوارکننده به نظر میرسد، و نور چشمان او مانند تابش خورشید است.
هوش مصنوعی: اگر آفتاب به خاطر او بگذرد، سایه کوه همواره محو خواهد شد.
هوش مصنوعی: این بیت به این مضمون است که هر موجودی پس از یادگیری و آگاهی میتواند در شرایط مختلف، رفتار متفاوتی از خود نشان دهد؛ بهطوری که مورچه در آرامش و صلح به کار و تلاش خود ادامه میدهد، اما در مواجهه با خطر و جنگ، همانند اژدها میتواند به شدت و قدرت عمل کند.
هوش مصنوعی: عصبانیت او مانند آتش بزرگ و بیرحم است که حتی سَمندر را نیز به دنیای آتش میکشاند.
هوش مصنوعی: نعمت و محبت او باعث میشود که مرگ، تبدیل به زندگی شود و به زندگی جاودانه دست یابیم.
هوش مصنوعی: به خدا سوگند، او به روشنی و پنهانی کارهایش را بیان کرده و دلش به زبانش راستگویی میکند.
هوش مصنوعی: به خود ببال و به دنیا افتخار کن که خداوند فرزندی به تو عطا کرده است که بسیار ارزشمند و برجسته خواهد بود.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی به قدری استوار و مقاوم است که از پدرش نیز قویتر و برجستهتر به نظر میرسد، همچون کوهی که همواره پابرجاست و خواستههای خود را از دست نمیدهد. به عبارتی، او نه تنها فرزند پدر نیست بلکه در قدرت و عظمتش به کوهی عظیم میماند که همگان به او احترام میگذارند.
هوش مصنوعی: خدایا، همیشه و تا همیشه، آن پسر باید هر آنچه دل پدر میخواهد را محقق کند.
هوش مصنوعی: به شخصیتی با چنین ویژگیها و صفات عالی توجه و احترام کن که حتی زبان نمیتواند آن را به درستی توصیف کند.
هوش مصنوعی: میخواستم از در هزار دریا پر از طوفانها شود، تا آن هزار دریا را به چالش بکشند.
هوش مصنوعی: من تماماً از ایثار و فداکاری قاسم بیگ سخن میگویم و به همین دلیل از او معذرت میخواهم.
هوش مصنوعی: اگر هزاران جهان پر از جواهر و riches باشد، در برابر فدای او، آنچه که تقدیم میشود بسیار ناچیز است.
هوش مصنوعی: در حضور او، مفهوم وجود و عدم به یک اندازه اهمیت ندارد؛ همانطور که کوه و کاه در نظر او میتوانند به یک اندازه بیارزش باشند.
هوش مصنوعی: یک و هزار در ارزش، هیچ تفاوتی ندارند؛ در نهایت، خاک و طلا هر دو برابری میکنند.
هوش مصنوعی: تمام دارایی و ثروت جهان، در برابر او ارزشی ندارد و هیچ چیزهایش را نمیتوان به عنوان چیزی مهم در نظر گرفت.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به تنهایی به میدان جنگ برود، گویی که یک دنیا نیرو و قدرت به همراه دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که صدای نعرهای بلند شود و شمشیری کشیده شود، قدرت و شجاعت به قلب انسان باز میگردد، مانند غرش شیر.
هوش مصنوعی: با تلاش و سختی، تیغ چنار مانند ماری به او ضربه میزند، اگر چه او نسبت به چنار سالخورده است.
هوش مصنوعی: وقتی تیر را بر کمان میگذارند و آن را به سمت هدف پرتاب میکنند، تیر به شکل صاف و مستحکم آماده میشود تا از میان سنگها عبور کند.
هوش مصنوعی: زمانی که نیرویی به کمک نیزه وارد عمل شود، تأثیر آن بر نشان مهر و محبت به شدت مشهود خواهد بود و در واقع مهر و محبت در برابر آن به ضعف و سستی میرسد.
هوش مصنوعی: اگر ابرهای بارانزا به سپاهی آسیب برسانند، او باید سپر را به دست گیرد و از خود محافظت کند.
هوش مصنوعی: باران تیرها نگذارد بر ارتش بریزد و فرماندهان ارتش را آزار دهد.
هوش مصنوعی: به خاطر صدای پرصلابت او، دشمنان ترسیده و آرامش از دست دادهاند و از زره خود خارج شدهاند.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، تیغ بهرام (خدای جنگ) وجود دارد و در زمان جشن و خوشگذرانی، زهره (الهه عشق و زیبایی) در دست خود جامی دارد.
هوش مصنوعی: جام زهر یعنی جایی که خوشی و شادی و لذت در آن وجود ندارد، بلکه همه چیز تلخ و دردناک است. حالا جایی که او (یعنی معشوق یا محبوب) از آن عبور کند، میتواند به معنای امید و تغییر شرایط باشد. در واقع، آنجا که او حضور دارد، میتواند سرشار از شادی و سرور باشد.
هوش مصنوعی: تیغ بهرام به معنای تیزی و خطرناکی است که آنقدر قوی است که حتی مرگ نیز از آن فرار میکند.
هوش مصنوعی: دلش همچون آتش سوزان ستاره است و طبیعتش به قدری گرم است که مانند آب قابل خاموش کردن آتش نمیباشد.
هوش مصنوعی: فکر او مانند فردی است که به تنهایی در بیابان سیر میکند و از طریق او به مسیر دیگری هدایت میشود.
هوش مصنوعی: اگر تمام زیباییها و جاذبهها از اثر او نازل شود، باز هم سر را به احترام قلم او فرود نمیآورم.
هوش مصنوعی: کسی که دارای همت بلند است، به گونهای نیست که فقط به معجزات راضی باشد.
هوش مصنوعی: وقتی طبیعت بلند و عالی او به آرامش رسید، سحر (Magic) در مقابلش چه ارزشی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: فکر او مانند یک خانهی تازه نفس و نازکی و لطافت وجود او مانند آن بندهای است که در خدمت طبیعتش قرار دارد.
هوش مصنوعی: گفتار او مانند یک معجزه است و ذهنش جادوگری دارد که مانند آتشی در دل، روشنی میبخشد و میتواند بر هر سنگی آب ببارد.
هوش مصنوعی: هر جا که سلیقهاش به معماری کشیده شد، زحمت و تلاشش را از بازار گرفت.
هوش مصنوعی: شعر زمانی مورد پسند قرار میگیرد که در سایهسار محبت و توجه او باشد؛ در این صورت هم برای دوستان و هم برای دشمنان جذاب و دلپذیر خواهد بود.
هوش مصنوعی: علم را باید در کنار کسی که در تلاش برای رسیدن به کمال است، جستجو کرد.
هوش مصنوعی: شاعر با کلماتش در را به روی دنیای جدیدی گشوده و سخنان فراوانی را در اینجا به اشتراک گذاشته است.
هوش مصنوعی: همه چیز به او وابسته است و او محافظ و پشتیبان همه است، مانند اینکه او پادشاه واقعی همه است.
هوش مصنوعی: در پیشرفت و بهبود همۀ افراد، تربیت او نقش زیادی دارد و کسانی که از محبت و بزرگواری او برخوردارند، در این زمینه پیشتاز هستند.
هوش مصنوعی: در مجلس شادی و نشاط، زیباترین چهرهها و خوشزبانترین افراد بهخوبی میدرخشند و خاصیت آن مجلس را دوچندان میکنند.
هوش مصنوعی: باد در اینجا به شکوه و عظمت محفل اهل کمال اشاره دارد، که از بالاترین مقام تا پایینترین سطح، همه در این مجلس به افتخار و بزرگی این جمع شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: دو برادر بزرگوار و معروف آمدهاند که ریشهای نیک و پایان خوش دارند.
هوش مصنوعی: دو دلاور و شیر دل، دو مرد دلیر، به قدری شجاع و قدرتمند هستند که با حملهشان دل شیر (یعنی شیری که نماد شجاعت است) هم به تپش در میآید.
هوش مصنوعی: دو انسان شجاع و نیرومند، هر کدام دلیر و باهوش همچون شیر هستند.
هوش مصنوعی: دو شخص به مانند کوه، به یکدیگر تکیه کردهاند و هر کدام از آنها به تنهایی قدرت و عظمت زیادی دارند که میتواند از تمامی جهان دفاع کند.
هوش مصنوعی: هر سه نفر به سختی کمر بستهاند تا در خدمت باشند و در برابر هر یک از آنها، خوشبختی و سرنوشت ایستادهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانها باید در خدمت و تاسی به خداوند باشند، نه اینکه فقط به فکر زندگی مادی و جاودانگی در این دنیا باشند. در واقع، تعلق خاطر به خدا و خدمت به او باعث میشود که روح و جان انسانها در امان بماند و به حقیقتهای والاتر دست یابند.
هوش مصنوعی: در زیر سایه نواب، بر سر آنها مثل باد در میچرخیدند و چون وحشیان، به ستایش آنها میپرداختند.
هوش مصنوعی: پدران و برادران و همه مسئولان مردم و خود مردم مانند یک گله هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.