گنجور

غزل ۳۹۴

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی

من چه کردم کاینچنین بی‌اعتبارم می‌کنی

روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو

گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی

گر نمی‌آیم به سوی بزمت از شرمندگیست

زانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم می‌کنی

گر بدانی حال من گریان شوی بی‌اختیار

ای که منع گریه بی‌اختیارم می‌کنی

گفته‌ای تدبیر کارت می‌کنم وحشی منال

رفت کار از دست کی تدبیر کارم می‌کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » من خود آن سیزدهم » غلط کردم غلط

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن نوشته:

محسن چاوشی به بهترین روش دو تا غزل رو کنار هم گذاشت…

محمدرضا محمدی کیا نوشته:

دورد بر چاوشی کبیر…

ارسلان نوشته:

شمس الخق تو که هستی؟

شمس الحق نوشته:

اگر حقیر را می فرمایی ارسلان جان ، پاسخت اینست :
هیچ!

Farid نوشته:

روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو
گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی یعنی‌ چه?

روفیا نوشته:

یعنی:
آنچه روزگاری استغنای تو با من کرد
گر بگویم بر روزگارم گریه ها میکنی
آسان بود، نه؟
تنها کافیست واژگان را در جای اصلی نثر وار خود بگذارید.
اگر بگویم در آن روزگاران بی نیازی (بی رغبتی) تو نسبت به من با من چه کرد بر حال و روزم گریه ها میکنی.

کانال رسمی گنجور در تلگرام