گنجور

 
وحشی بافقی

گرچه کردم ذوق‌ها از آشنایی‌های او

انتقام از من کشید آخر جدایی‌های او

اله اله این دل است آن دل که وقتی داشتم

یاد آن اظهار قرب و خودنمایی‌های او

حسرت آن مرغ کز خرم بهاری دور ماند

می‌توان کردن قیاس از بی‌نوایی‌های او

ما و تو هم‌درد و هم‌داغیم ای مرغ چمن

تو ز گل می‌نال و من از بی‌وفایی‌های او

وحشی و امید وصل و امتحان خود به صبر

عاقبت کاری کند صبرآزمایی‌های او

 
 
 
مشکلات اینترنت
شمارهٔ ۳۵۲ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم