فریاد ز حسنِ شوخ بقال
وان خط ّ سیاه و چهره ی آل
دل ز آتش آن جمال پر نور
پر آبله شد چو تفت انگور
از داغ نو و کهن دل ریش
پُر گشت چو دخل آن جفا کیش
سنگ من و او چو اهل فرهنگ
شد حلقه به گوش آن دل سنگ
خون جگرم به این فسانه
خورد آن خط سبز هِندُوانه
ارزان باشد به نقد صد جان
بوییدن سیب آن زنخدان
خط سبزش ز نُور سُوره است
در دیده چو توتیای غوره است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره زیبایی و جذابیت یک زن و تاثیر عمیق آن بر دل شاعر. شاعر از چهرهی جذاب او و خطهای زیبایش میگوید که دلش را به آتش کشیده و او را دچار درد و سوزش کرده است. همانطور که طعم انگور و عطر سیب را توصیف میکند، از زیبایی این زن به شکلی پرشور و عاشقانه یاد میکند. در نهایت، شاعر به نور و درخشانی خطوط سبز او اشاره میکند و آن را با چیزهای زیبای دیگر مقایسه میکند.
هوش مصنوعی: فریاد از زیبایی دلربای فروشنده و آن خط سیاه روی صورتش.
هوش مصنوعی: دل به خاطر زیبایی پرنور و باطل آن چهره، مانند انگور که در آفتاب تفت میخورد، به شدت گداخته و محصور شده است.
هوش مصنوعی: دل من از غم جوانی و پیری پر شده است، زیرا مانند درآمدی که به آن ظلم و بیرحمی رسیده باشد، پر از درد و رنج شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که من و او به درک و فرهنگ رسیدیم، دل سنگی او به نرمشی تبدیل شد و به نوعی در برابر عشق و ارتباط عاطفی تسلیم شد.
هوش مصنوعی: دلشوره و غم شدید من به خاطر این داستان، به خاطر آن خط سبز رنگ هندوانه است.
هوش مصنوعی: بوییدن سیب آن زنخدان به قدری دلنواز و enchanting است که ارزش صد جان را دارد، و این احساس به راحتی قابل خریداری است.
هوش مصنوعی: رنگ سبز او از نور قرآن است و در چشم مثل دانههای غوره میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.