دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
چو شبروان سر و کارش به شام تار افتاد
هوا عبیر فشان شد مگر گذار صبا
به زیر حلقه آن زلف مشگبار افتاد
به دام زلف تو تنها نه من گرفتارم
در این کمند بلا همچو من هزار افتاد
دگر نه پای طلب دارم و نه دست سبب
که آن بماند ز رفتار و این ز کار افتاد
فغان و ناله برآمد ز بلبلان چمن
به باغ دامن گل چون به دست خار افتاد
هوای طوبیم از سر برفت خواجه، مرا
به سر چو سایه آن سرو جویبار افتاد
ز دست شاهد شیرین زبان شکر لب
به کام طبع می تلخ خوشگوار افتاد
کسی که عشق نورزید و ذوق می نچشید
در این زمانه عزیزان ز چشم یار افتاد
مگوی نکته توحید را به کس وحدت
که راه هرکس از این نکته سوی دار افتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی حالات دل و عشق میپردازد. شاعر از عشق و گرفتار شدن در زلف محبوب سخن میگوید و بیان میکند که نهتنها خود، بلکه هزاران نفر دیگر نیز در این دام عشق گرفتار شدهاند. او اشاره میکند که به خاطر این عشق، دیگر نه جستوجویی دارد و نه امیدی، چراکه همه چیز در تأثیر آن محبوب و رفتار او تحت تأثیر قرار گرفته است. همچنین، شاعر از رنج و فغان عاشقان و بلبلان چمن که به خاطر دوری از گل، غمگین و افسردهاند، یاد میکند. در نهایت، به اهمیت عشق و تجربههای زندگی اشاره دارد و میگوید کسی که عشق نمیورزد و از زندگی لذت نمیبرد، در این دنیا گرفتار است.
هوش مصنوعی: دلهایی که در جاذبهی زلفهای زیبای محبوب گرفتار میشوند، مانند کسانی هستند که در شب به تاریکی میافتند و در سرنوشت خود ناپدید میشوند.
هوش مصنوعی: هوا معطر و خوشبو شد، گویی نسیم صبحگاهی از زیر حلقه آن موهای سیاه و خوشبو عبور کرد.
هوش مصنوعی: من تنها نیستم که به دام زلف تو گرفتار شدم؛ در این تلهی درد و مشکل، هزاران نفر مانند من دچار شدهاند.
هوش مصنوعی: من دیگر نه شوقی برای طلب دارم و نه امیدی به وسیلهای؛ زیرا آنچه در دلم بود به خاطر رفتار و کردارم مانده و این چیزی که میخواهم، از کار افتاده است.
هوش مصنوعی: بلبلان چمن با صدای ناله و فریاد خود، سختیها و دردهایشان را بیان میکنند، در حالی که دامن گل به دلیل تماس با خارها زخمی و آسیبدیده شده است.
هوش مصنوعی: خواستههای من از سرم رفته است، آقاجان. اکنون من مانند سایه آن درخت بلند در کنار جویبار، به او فکر میکنم.
هوش مصنوعی: ز حساب زیبایی و شیرینی گفتار شاهد، طعم تلخ زندگی به تلخی شیرینی و لذتی خوش تبدیل شد.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق ورزی و لذت از زیباییها اهمیت ندهد، در این روزگار به چشم محبوبان دیگر قابل توجه نیست و از دید آنها دور میشود.
هوش مصنوعی: به دیگران نکشیدن نکته توحید، زیرا هر کسی با فهم این نکته به سمت مقصد خود خواهد رفت و ممکن است از مسیر درست خارج شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد
ز بوی گل به مشامم خیال یار افتاد
گذشت یک دو سه بیتی به خاطرم به هوس
چو از هوا نظرم سوی آن نگار افتاد
نگاه کردم و دیدم گرفته آشوبی
[...]
مرا چو کار بدان زلف تابدار افتاد
نماند تاب دل و عقدهام به کار افتاد
ز من چو غنچه نپوشی جمال اگر دانی
به دل ز دیدن رویت چه خارخار افتاد
غلام بخت سیاهم چرا که میدانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.