ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
شدم خاکستر، اما همنشین آتش خویشم
بهر جا باشد او، من دور گرد آن سر کویم
خیالش تا بدل جا کرده، من هجران کش خویشم
فلک را نیست جرم،این اضطراب از خویشتن دارم
در این مجمر شرار آسا سپند آتش خویشم
چو حرف وصل گوید، خویش را دور افگنم اول
برای صید مطلب تیر روی ترکش خویشم
سراپا گرچه واعظ هستیم باشد ازو، لیکن
شررسان در فلاخن، از فروغ آتش خویشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و درد جدایی است. شاعر از آتش عشق و دلتنگی خود صحبت میکند و اینکه اگرچه در کنار معشوقش سوخته است، اما همچنان در آتش عشق باقی خواهد ماند. او به دوری معشوق اشاره کرده و میگوید که همیشه در جستجوی اوست. همچنین از اضطراب و آشفتگی ناشی از این جدایی مینالد و به وجود خود به عنوان یک واعظ اشاره میکند که در عین سرورو روشنی، هنوز از آتش عشق و شور احساساتش فرار نمیکند. در کل، شعر حاکی از عواطف عمیق و پیچیدهی انسانی است که بر اثر عشق و جدایی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر از غم بسوزم، در کنار محبوب زیبا، به خاکستر تبدیل میشوم، اما هنوز هم همدم آتش وجودم هستم.
هوش مصنوعی: هر جا که او باشد، من دور و بر آن مکان میچرخم. حتی اگر او در جایی دیگر باشد، من به یاد و خیال او دائماً افسوس و غم هجران را به جان میخرم.
هوش مصنوعی: آسمان هیچ نقشی در این بیقراری ندارد؛ این بیقراری از خودم ناشی میشود و در دل مانند زبانهای آتش میسوزم.
هوش مصنوعی: وقتی سخن از وصال و نزدیکی به میان میآید، خود را از دیگران دور میکنم تا بتوانم به دنبال هدفم بروم. میخواهم تیر نگاه زیبای محبوبم را شکار کنم.
هوش مصنوعی: ما هرچند خود را موعظهگر میدانیم و تلاش داریم دیگران را به راه درست هدایت کنیم، اما درون خود آتش شعلهوریم که میتواند به دیگران آسیب برساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.