تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
این راه را تمام بآغوش رفته ام
دور و دراز شد سفر بیخودی مرا
گویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام
در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان
از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!
نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغ
تا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام
واعظ بمجلسی که در آن بوده حرف دوست
خود را ز شوق کرده فراموش رفته ام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شوق به محبوبش سخن میگوید. او در سفر بیخودیش به کعبه، خود را کاملاً در خیال محبوب غرق کرده و احساس میکند که تمامی مسیر را با یاد او طی کرده است. حیرت او از اینکه چگونه با وجود ضعف و بیقوتی، تا این حد به یاد محبوبش رفته است، نشاندهندهٔ شدت عشقش است. همچنین، شاعر بیان میکند که زیبایی محبوبش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و در مجلسی که در آن نیاز به یاد دوست دارد، خودش را به کلی فراموش کرده است.
هوش مصنوعی: من برای دیدن تو به جایی رفتهام که حتی کعبه را با یاد تو در کنار خود حس میکنم و این مسیر را تماماً با عشق و استقبال به سوی تو پیش رفتهام.
هوش مصنوعی: سفر بیهدف و طولانی شده و به نظر میرسد که به خاطر بوی موی تو، از حال رفتهام.
هوش مصنوعی: من در حیرتم که چطور با وجود همه ضعف و ناتوانیام، از یاد تو که زیبای پوشیده از پارچهای نیمه شفاف هستی، دور شدهام؟
هوش مصنوعی: ناز و زیبایی او مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده و به طوری عمیق در دل و جانم نفوذ کرده که گویی شوق و عشقش چنان بر من غلبه کرده که احساس میکنم تیغی از زیباییاش به قلبم نشسته است.
هوش مصنوعی: من در مراسمی که در آن شرکت کردهام، از شوق و اشتیاق، سخنان دوستم را فراموش کردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.