تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
بشکسته قدر یاقوت از این دو لعل میگون
امروز چون تو شاهی نبود به ملک خوبی
یکسر سپاه غمزه همراه چشم مفتون
جاری شود ز چشمم گریم اگر ز هجرت
مردم به آب ماند نهری شود چو جیحون
یارب ز ظلم کوشی دائم چرا خموشی
رخ را همیشه پوشی از عاشقان محزون؟!
جام شراب تا کی با غیر ما بنوشی؟!
ای لیلی زمانه رحمی به حال مجنون!
اندر حریم وصلت محرم همیشه اغیار
با ما که مردم از غم لطفی به حق بیچون!
نامت به هر سر بیت بنهاده همچو تاجی
جان شد برون که طغرل تا وا کشید مضمون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقی و غم ناشی از جدایی و دوری معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی و عظمت معشوق سخن میگوید و او را در مقام یک پادشاه برتر از همه میداند. او از درد و غم خود مینالد و به ظلم و ستم روزگار شکایت میکند. شاعر به دیگران میگوید که نمیتوانند در کنار معشوق او شادی و خوشی را تجربه کنند و از آنها میخواهد که درک کنند عشق او چه میزان رنج و اندوه به همراه دارد. در نهایت، این شعر در جستجوی وصال و نزدیکی معشوق و ابراز ناامیدی از شرایط کنونی است.
هوش مصنوعی: خورشید نمیتواند با زیبایی و جذابیت تو رقابت کند، چون در این دنیا ارزش یاقوت کمتر از زیبایی دو لعل رنگی است.
هوش مصنوعی: امروز هیچ کس به زیبایی تو وجود ندارد، همه زیبا رویان تحت فرمان نگاه فریبنده و دلربایت هستند.
هوش مصنوعی: اگر از هجران کسی بگریم، اشکهایم مانند نهر بزرگی خواهد شد که از چشمانم جاری میشود و این حسرت و اندوه، به مثابهی جیحون، جاری و فراوان خواهد بود.
هوش مصنوعی: ای خدا، چرا همیشه سکوت میکنی در برابر ظلمی که بر ما میگذرد؟ چرا همیشه صورتت را از عاشقان غمگین میپوشانی؟
هوش مصنوعی: چرا تا همیشه با دیگران شراب مینوشی؟ ای لیلی عصر، کمی به حال مجنون رحم کن!
هوش مصنوعی: در دایره نزدیکی و وصال تو، همیشه افراد غیربرملا با ما هستند، در حالی که مردم به خاطر درد و رنج خود از الطاف بیچون و چرای حق چیزهایی میگویند.
هوش مصنوعی: نام تو مانند یک تاج بر سر هر بیت نشسته و به همین دلیل، جان و روح آن متن به وجود آمده است، همچنان که طغرل (یک شخصیت تاریخی) وقتی به آن پرداخته، مضمون و معنا را به تصویر کشیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای برکه مبارک این بزمگاه میمون
فرخنده باد دائم بر شاه افریدون
تمثالها بدو بر مانند روی لیلی
فواره ها بدو در مانند چشم مجنون
چونان کز آب خیزد فواره ها بدو در
[...]
جشنی است بس مبارک عیدی است بس همایون
بر شهریار گیتی فرخنده باد و میمون
شاهی که طلعت او هر روز بندگان را
عیدی بود مبارک جشنی بود همایون
آنجا که هست کامش باکام اوست دولت
[...]
این وصلت مبارک وین مجلس همایون
بر پادشاه عالم فرخنده باد ومیمون
شاهی که باز چترش هر گه که پر گشاید
طاوس چرخش آید در سهیه یهمهیون
فر مانروای عالم مقصود نسل آدم
[...]
فرمانروای گردون رفعت علی نقی خان
کایوان همت اوست برتر ز سقف گردون
آن سرور فریدون شوکت که نعل اسبش
زیبد اگر زند طعن بر افسر فریدون
از رشک مه رایش در جیب دست موسی
[...]
خمر جنون و مستی ریزد بجام فرعون
تا خویش را شمارد از جهل خالق الکون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.