من از ساقی برای دفع غم توقیر میخواهم
ز جوش قل قل مینا چو می تشهیر میخواهم
ز نزدیکان عشقم گرچه از طرح خرد دورم
ز ویرانی بنای خویش را تعمیر میخواهم
برای خرمن محنت که خاکش بر فلک بادا
ز برق دل یکی آه شرر تأثیر میخواهم
ز عشقش نیست جز جوش عرق سامان کار من
سری در پای او میافکنم تشویر میخواهم
شبی چون شانه هوشم رفت اندر کشور زلفش
ازین خواب پریشان از تو یک تعبیر میخواهم!
جنون آماده داغ تمنای غم عشقم
به پای خویش از زلف تو من زنجیر میخواهم!
به شمع عارض خود راه تاریکم منور کن
که در ظلمات گیسویت یکی شبگیر میخواهم
کمر چون خامه خلقی بسته در شرح رخت لیکن
من اندر مصحف روی تو یک تفسیر میخواهم
ز ریحان لبش معلوم شد اعجاز یاقوتی
به دور لعل او یک دو خط تحریر میخواهم!
به جز سامان حیرت نیست از نظاره رویش
نگاهی سوی او از دیده تصویر میخواهم!
چه خوش گفتست طغرل حضرت مولای من بیدل
کشاد کار خود بیناخن تدبیر میخواهم!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دنبال از بین بردن غم و ناراحتی خود است و از ساقی میخواهد که با شراب و هنر خود او را تسکین دهد. او به عشق و دلدادگیاش اشاره میکند و میگوید که هرچند در دوری از معشوقش به سر میبرد، اما همچنان خواهان تعمیر و بازیابی امید و عشق خود است. شاعر احساسات و آرزوهایش را با تصاویری از اشتیاق و درد عشق توصیف میکند و از زیبایی معشوقش و تأثیر آن بر روی خود سخن میگوید. در نهایت، او به آرزوی درک و تفسیر معانی عمیق عشق را از چهره و وجود معشوقش اشاره میکند و تمایل دارد به روشنایی و آگاهی دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: من از ساقی میخواهم که برای رفع غم، جامی پر از شراب به من دهد. صدای قل قل مینا را دوست دارم و میخواهم که این می را با شور و شادی بنوشم.
هوش مصنوعی: هرچند که از فکر و عقل دور هستم و از نزدیکان عشق جدا افتادهام، اما همچنان خواهان بازسازی و ترمیم پایههای وجود خود هستم.
هوش مصنوعی: برای انباشتگی از رنج و سختی که مانند خاکش به آسمان میرود، از دل آتشین خود یک آه پرشور را میخواهم که تأثیر خود را بگذارد.
هوش مصنوعی: از عشق او فقط حرارت و شور را احساس میکنم؛ برای سامان دادن به کارهایم، سرم را به پای او میسایم و طالب چیزی هستم.
هوش مصنوعی: شبی مانند شانههای نرم، هوش من را به سرزمین زلفت برد و اکنون از این خواب ناآرام، از تو یک توضیح میطلبم!
هوش مصنوعی: عشق و دیوانگی من به خاطر درد و حسرتی که در وجودم دارم، مرا به بند زلف تو نیازمند کرده است.
هوش مصنوعی: ای شمع زیبایی که چهرهات نورانید، مرا در تاریکیهایت روشن کن؛ زیرا از گیسوانت در دل سیاهیها، به نور نیاز دارم.
هوش مصنوعی: بدن تو مانند قلمی زیبا و ظریف ترسیم شده است، اما من تنها به یک تفسیر از چهره تو در کتاب عشق نیاز دارم.
هوش مصنوعی: از عطر لبهایش مشخص است که چه جادویی در وجودش نهفته است؛ مثل یاقوتی که دور لعل او را زیبا کرده است. من میخواهم چند خط دربارهاش بنویسم!
هوش مصنوعی: جز حیرت و شگفتی، از دیدن چهرهاش چیزی به دست نیامده است. میخواهم نگاهی به او بیندازم و تصویری از او در ذهنم بسازم.
هوش مصنوعی: طغرل به زیبایی بیان کرده که من برای انجام کارهایم به تدبیر و برنامهریزی نیاز دارم، اما میخواهم این کار را بدون هیچ ابزار یا وسیلهای انجام دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم
گشاد کار خود بیناخن تدبیر میخواهم
همین شعر » بیت ۱۱
چه خوش گفتست طغرل حضرت مولای من بیدل
کشاد کار خود بیناخن تدبیر میخواهم!
ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم
گشاد کار خود بیناخن تدبیر میخواهم
نیام مخمور می کز قلقل مینا به جوش آیم
سیه مست جنونم غلغل زنجیر میخواهم
به کوثر گر زند ساغر ندارد بسملم سیری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.