گنجور

 
 
ابوسعید ابوالخیر

در درد شکی نیست که درمانی هست

با عشق یقینست که جانانی هست

احوال جهان چو دم به دم میگردد

شک نیست در این که حالگردانی هست

طالب آملی

(طالب) ز غمت بیسر و سامانی هست

با ضعف غمت قوت افغانی هست

در یوزهٔ چاک می‌توان کرد ز تیغ

دستی اگرت نیست گریبانی هست

مجذوب تبریزی

تو غافل از آنی که تو را آنی هست

بشناس نشان خود تو را شأنی هست

بر گرد تو چرخ حلقه زد مارصفت

پیداست که با تو گنج پنهانی هست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه