پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
دیده تر، لب خشک و دل مجروحم بین
بر بناگوش تو آن خط بود از نیلی خام
چشم زخمی است چنان...قضا ساخت چنین
می رود بهر شکار دل صاحب نظران
مست برخاسته باز آن بت خرگاه نشین
ظاهرا مهر سلیمانت که پنهان شده بود
آن دهان خاتم و لعل تو درو هست نگین
ناوک غمزه به ابروی کمان پیوسته
در شب و روز برای دل زاهد به کمین
دوش افتاد هزاران دل شیدا به رهت
زان سبب پای تو امروز نیاید به زمین
صوفی دل شده را بار دگر روزی باد
دیدن طلعت آن ماه، بگویید آمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جاذبه بت محبوب و تأثیر او بر دلهای عاشقان و زاهدان است. شاعر از طرف خود و دیگران درخواست میکند که این بت صورت خود را آشکار کند تا دیدهها و دلهای حزین شفاف شود. او به نقش و خطی که بر روی بدن بت وجود دارد اشاره کرده و به زیبایی او به عنوان یک نماد عشق و جذبه پرداخته است. در ادامه، شاعر به شکار دلها توسط بت اشاره میکند و همچنین از تأثیر سلیمان و درخشش جواهرات او سخن میگوید. در نهایت، به وجود عاشقان و زاهدان در اطراف بت اشاره میکند که همگی در انتظار جلب نظر او هستند و از این دیدن، دعا میکنند که دوباره فرصتی برای ملاقات او پیدا کنند.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، چهرهات را از پرده بیرون بیاور تا من بتوانم تو را ببینم. چشمم به تماشای تو نیاز دارد، در حالی که لبهای من خشک و دلام پر از درد و رنج است.
هوش مصنوعی: بر روی گوش تو خطی از رنگ نیلی وجود دارد که به خاطر یک زخم چشم، به این شکل درآمده است. سرنوشت این را رقم زده است.
هوش مصنوعی: دل صاحبنظران بهخاطر زیباییها و جذابیتهای خاصی که وجود دارد، بهسمت شکار میرود. در این میان، معشوقهای که در خرگاه نشسته و بیتوجه به این شکار، همچنان در عالم خواب و آرامش است، دیده میشود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن مهر سلیمان که قبلاً پنهان بود، اکنون در دهان زیبای تو که مانند نگینی از خاتم و لعل میدرخشد، نمایان شده است.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای او مانند تیر کمانی است که همواره برای جذب دل تنگ و زاهد در کمین نشسته است، چه در شب و چه در روز.
هوش مصنوعی: دیشب هزاران دل عاشق به خاطر تو به زمین افتادند و به همین دلیل امروز پای تو بر زمین نمیافتد.
هوش مصنوعی: دلسوختهای که به سوی خدا رفته، آرزو دارد که دوباره روزی طلعت محبوبش را ببیند. از دیگران میخواهد که برای تحقق این آرزوی او دعا کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مکن ای دوست بما بدنتوان کرد چنین
به حدیثی مرو از پیش و بکنجی منشین
چندازین خشم، جز از خشم رهی دیگر گیر
چند ازین ناز، جز از ناز طریقی بگزین
کودک خرد نیی تو که ندانی بد و نیک
[...]
ملک شیردل پیلتن پیلنشین
بوسعید بن ابوالقاسم بن ناصر دین
نه من و نیمش تیغی که بدو جوید کین
سه رش و نیم، درازی یکی قبضه ازین
ای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
کفر و ایمان شده از زلف و رخت هر دو یقین
اگر آن ظلمت کاندر دل پر ظلمت توست
روز را بودی تاریک شدی روی زمین
وگر آن نور که بر دو رخ نورانی توست
[...]
رمضان آمد و آورد ز فردوس برین
صد هزاران مدد خیر بر شاه زمین
رمضان ناظم اسباب صیامست و قیام
ای همه شادی آن ماه که او هست همین !
دیده از هیبت او طایفهٔ شرک فتور
[...]
عید فرخ بسرای ملک مشرق و چین
بار خواه آمد و زانو زد و بوسید زمین
به زمین بوس چو فردوس بیاراست سرای
بست آیین به جمال ملک مشرق و چین
بستن آیین بر روی زمین نادر نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.