نانوشته مانده است
در جواب او
آن کس که خورد کاسه اوماج سیر داغ
از وی عجب مدار تو آشفتگی دماغ
صحن مزعفری که به دست آورد کسی
دارد دلش ز لذت و عیش جهان فراغ
چون زلبیا نگاه کن اندر تمام دهر
نشکفته است یک گل احمر ز هیچ باغ
قناد را نگر که در آن شیشه های او
رخشنده قرص صندل و لیموست چون چراغ
ای خرم آن زمان که بود بر حلیم گرم
در پیش من کشیده بود مطبخی ایاغ
ترشی چو با برنج مزعفر بدید گوشت
گفتا قرین شدست به هم عندلیب و زاغ
چون مهر دعوت است سرشته به جان او
صوفی به دهر چاره ندارد ازین بلاغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به زیباییها و لذتهای دنیوی اشاره دارد. شاعر به تصویر کشیدن تجربیات خوشایند و جذاب زندگی میپردازد و به مقایسههای زبانی و تصویری میپردازد. او به قناد اشاره میکند که شیرینیها و رنگهای زیبا را در شیشههای خود دارد و از لذتهای خوب غذایی مانند حلیم و ترشی یاد میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که انسان نمیتواند از تمام لذایذ دنیا بیخبر باشد و این لذتها بخشی از زندگی هستند.
هوش مصنوعی: کسی که از غذای پرمایه و خوشطعم لذت میبرد، نباید به او ایراد بگیری که چرا حالش خوب نیست یا ذهنش پریشان است.
هوش مصنوعی: کسی که به باغ و بستان زیبایی دست یافته، از شادی و لذتهای دنیا دلش شاد و آرام است.
هوش مصنوعی: اگر به لبهای زیبا بنگری، در طول تاریخ هیچ گلی به زیبایی یک گل سرخ از هیچ باغی شکوفا نشده است.
هوش مصنوعی: قناد را ببین که شیشههایش که در آنها قرصهای صندل و لیمو وجود دارد، مانند چراغی درخشان و زیبا هستند.
هوش مصنوعی: ایامی خوش و دلپذیر داشتم زمانی که در مقابل من، ظرفی پر از حلیم داغ و خوشمزه آماده بود.
هوش مصنوعی: وقتی ترشی را با برنج زعفرانی مشاهده کرد، گوشت گفت که این دو به هم نزدیک شدهاند، مانند نزدیکی بلبل و زاغ.
هوش مصنوعی: چون دعوت عشق به قلبش گره خورده است، عارف در این دنیا چارهای جز پذیرش این حقیقت ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.