گنجور

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۶ - گلبن چهارم در تبیین ذکر و فکر اهل عرفان

 

در دل مؤمنان کند نازل

حق سکینه به نص قرآنی

گفت آید به دل علی رضا

نفخه‌ای از بهشت رضوانی

نام آن باد خوش سکینه بود

[...]

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۹ - ابایزید بسطامی قُدِّسَ سِرُّه

 

ای عشق تو کشته عارف و عامی را

سودای تو گم کرده نکونامی را

ذوق لب میگون تو آورده برون

از صومعه بایزید بسطامی را

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۹ - ابایزید بسطامی قُدِّسَ سِرُّه

 

خواهی که رسی به کام، بردار دو گام

یک گام ز دنیا و دگر گام، ز کام

نیکو مثلی شنو ز پیر بسطام

از دانه طمع ببر که رستی ازدام

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۹ - ابایزید بسطامی قُدِّسَ سِرُّه

 

کو سوخته‌ای که سازمش همدم خویش

یا دل شده‌ای که یابمش محرم خویش

پس هر دو به کنج خلوتی بنشینیم

من ماتم خویش دارم او ماتم خویش

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۹ - ابایزید بسطامی قُدِّسَ سِرُّه

 

ما را همه، ره به کوی بدنامی باد

وز سوختگان نصیب ما خامی باد

ناکامی ما چو هست کام دل دوست

کام دل ما همیشه ناکامی باد

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه

 

آندوست که دیدنش بیاراید چشم

بی دیدنش از گریه نیاساید چشم

ما را ز برای دیدنش باید چشم

گر دوست نبیند به چه کار آید چشم

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه

 

حاشا که من از حکم تو افغان کنمی

با خود نفسی خلاف فرمان کنمی

صد قرّة عین دیگرم بایستی

تا روز چنین بهر تو قربان کنمی

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه

 

اسرار از ل را نه تو دانی و نه من

این حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بیفتد نه تو مانی و نه من

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه

 

جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست

در عشق تو بی جسم، همی باید زیست

از من اثری نماند، این عشق از چیست

چون من، همه معشوق شدم، عاشق کیست

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه

 

ای روی تو مهر عالم آرای همه

وصل تو شب و روز تمنای همه

گر باد گران به از منی وای به من

ور با همه کس همچو منی وای همه

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه

 

آنانکه به نام نیک می‌خوانندم

احوال درون بد نمی‌دانندم

گر زانکه درون برون بگردانندم

مستوجب آنم که بسوزانندم

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۱ - ابوسعید مهنه قُدِّسَ سِرُّه

 

دل جز ره عشق تو نپوید هرگز

جز محنت ودرد تو نجوید هرگز

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد

تا مهر کسی در آن نروید هرگز

رضاقلی خان هدایت
 
 
۱
۲
۳
۴
۱۱۷
sunny dark_mode