انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲
ناز از اندازه بیرون میکنی
وز جگر خوردن دلم خون میکنی
هرچه من از سرکشی کم میکنم
در کلهداری تو افزون میکنی
ماه رخسارت نه بس در میغ هجر
[...]
قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۳۰ - خطاب شمع با آتش
رنج خود هم خویش افزون میکنی
جان پر از غم،دل پر از خون میکنی
هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳
ای که در عاشقکشی هر لحظه صد خون میکنی
آه! اگر عاشق نماند بعد ازین چون میکنی؟
گرچه دایم بر اسیران جور میکردی ولی
پیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون میکنی
وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟
[...]
سام میرزا صفوی » تذکرهٔ تحفهٔ سامی » صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا » ۶۰۱- مولانا مدامی اصفهانی
ای که در دیوانگی تقلید مجنون میکنی
عاشق لیلی و شی گر نیستی چون میکنی
شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول
گر زبیرحمی مرا از شهر بیرون می کنی
دل که در کوی تو میماند به آن چون میکنی؟
شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول
گر زبیرحمی مرا از شهر بیرون می کنی
دل که در کوی تو میماند به آن چون میکنی؟
شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول
گر زبیرحمی مرا از شهر بیرون می کنی
دل که در کوی تو میماند به آن چون میکنی؟
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۳
در دلی اما به قصد اشکم افسون میکنی
سر ز جیب صد هزار آیینه بیرون میکنی
جز تغافلهای نازت دستگاه ناله چیست
مصرع چندی که من دارم تو موزون میکنی
با حنا ربطی ندارد اشک استغنای ناز
[...]